اندیشگاه برند

innovation

innovation نوآوری جنبه ای خاص از تغییراست. نوآوری یعنی یک عقیده یا نظریه تازه که برای ارائه یک محصول, فرآیند یا نوعی خدمت به کار می رود بنابراین هر نوآوری مستلزم تغییر است, ولی الزاما" هر تغییری موجب ارائه نظرهای جدید یا بهبود زیادی نمی شود. در سازمان, نوآوری می تواند به صورت تغییرات یا بهبود اندک روند یا فرایند انجام کارها باشد وگاهی به صورت زیر بنایی است, مقصود از نوآوری می تواند فرایند های نوین, ساختارهای جدید, سیستم های اداری تازه وبرنامه های جدید باشد. . بین نوآوری تکنیکی و اداری نیز تفاوت وجود دارد. نوآوری تکنیکی درزمینه کالاها,خدمات وفرآیند های بهینه شده وکاملا" جدید است, اما نوآوری اداری مرتبط با ساختارسازمانی وفرآیند اداری است که ممکن است  نوآوری تکنیکی را تحت تاثیر قرار دهد. نوآوری تکنیکی می تواند یک کالا ویا فرآیند باشد. براساس نظریه دامان پور, نوآوری های کالایی به کالا یا خدماتی اطلاق می شود که با هدف تامین نیاز های خارجی وبازار ارائه گردیده اند.2 نویسنده کتاب "مبانی علم خلاقیت شناسی, دانش خلاقیت ونوآوری" معتقد است که نوآوری فرآورده جدید یا محصول خلاقی است که توسط یک سازمان ارائه می گردد. فرآورده خلاق می تواند نرم افزاری مانند انواع خدمات (آموزشی, بهداشتی, درمانی, اداری و.....) ویا سخت افزاری (مثل کالاها و محصولات صنعتی و.....) باشد. نوآوری نیز مانند خلاقیت, دارای عناصر تازگی, نو بودن, جدید وسرآغاز بودن وبرای بار اول مطرح شدن است.3 هر دو نو آوری در جامعه ای اتفاق می افتد که دانش بنیان باشد. جامعه ی دانش بنیان جامعه ای است که بقای آن منوط به"خلق دانش"از طریق تحقیق و پژوهش است, وشکوفایی آن را "نوآوری دانشی" تضمین می کند. دانش بنیان با دو مولفه کلید ی سرو کار دارد: دانش آفرینی از طریق پژوهش; وایجاد نوآوری های دانشی. به طور خلاصه نوآوری به معنی خلاقیت عینیت یافته, دارای مفهوم عملیاتی شدن وبه مرحله اجرا در آمدن اندیشه های نو است. ازاین دیدگاه می توان نوآوری را به معنی خلاقیت عینی به عنوان شکل اجرائی شده وتحقق یافته خلاقیت ذهنی دانست. منظور از نوآوري فرآورده جديد يا محصول خلاقي است كه توسط يك سازمان ارائه مي گردد . فراورده خلاق مي تواند نرم افزاري مانند انواع خدمات (مثل خدمات آموزشي ، خدمات بهداشتي درماني ، خدمات اداري و ...) و ي سخت افزاري مانند كالاها (مثل محصولات صنعتي ، محصولات داروئي ، محصولات غذائي و...) باشد . به طوري كه ملاحظه مي شود تعاريف خلاقيت و نوآوري داراي عناصر مفهومي همچون تازگي و نويي ، جديدي ، سرآغاز بودن ، اول بار بودن و همچنين مفيد بودن مي باشند . بنابراين انواع كشفيات علمي نظريه هاي علمي (تئوري ها و فرضيه ها) ، ابداعات و اختراعات و نيز آثار بديع هنري و ادبي مانند كشف عناصر شيميائي قوانين حركتي نيوتن ، حساب ديفرانسيل و انتگرال ، نظريه مكانيك كوانتومي پلانك ، نظريه نسبيت انيشتين ، نظريه شناختي پياژه ، نظريه عمومي سيستم ها ، نظريه بي نهايت بودن ذرات حسابي ، الگوي ساختار مولكولي DNA واتسون و كريك ، معادله شرودينگر،تابلوي موناليزاي لئوناردو داوينچي ، سبك نقاشي كوبيسم ، شاهنامه فردوسي ، غزليات حافظ ، آثار شكسپير، اختراع موتور بخار، اختراع لامپ برق ، اختراع راديو و تلويزيون ، اختراع تلفن ، اختراع هواپيما ، اختراع ترانزيستور، اختراع اينترنت ، خلق و طراحي محصولات جديد ، حل مسائل كيفيت و بهره وري سازمان و هزاران هزار مورد از اين قبيل جلوه هائي از خلاقيت و نوآوري مي باشند. منظور از نوآوري خلاقيت متجلي شده و به مرحله عمل رسيده است، به عبارت ديگر نوآوري يعني انديشه خلاق تحقق يافته؛ نوآوري همانا ارائه محصول، فرايند و خدمات جديد به بازار است؛ نوآوري بكارگيري توانايي‌هاي ذهني براي ايجاد يك فكر يا مفهوم جديد است. نوآوري فرايند كسب انديشه‌اي خلاق و تبديل آن به محصول و خدمت و يا يك روش عملياتي مفيد است. واژه نوآوري به عنوان معادل واژه  Innovation  به شكل هاي زير تعريف شده است: نوآوري به معني خلاقيت عينيت يافته: در اين نوع تعريف نوآوري داراي مفهوم عملياتي شدن و به مرحله اجرا درآمدن انديشه هاي نو مي باشد . از اين ديدگاه مي توان نوآوري را به معني خلاقيت عيني به عنوان شكل اجرائي شده و تحقق يافته خلاقيت ذهني دانست . بنابراين همان طور كه ملاحظه مي گردد دو واژه خلاقيت و نوآوري داراي دو مفهوم متفاوت جداگانه ولي در عين حال مرتبط با يكديگر مي باشند . نوآوري به معني فراورده جديد در سطح سازمان :در اين نوع تعريف ، منظور از نوآوري فراورده جديد يا محصول خلاقي است كه توسط يك سازمان ارائه مي گردد . فراورده خلاق مي تواند نرم افزاري مانند انواع خدمات (مثل خدمات آموزشي ، خدمات بهداشتي درماني ، خدمات اداري و ...) و يا سخت افزاري مانند كالاها (مثل محصولات صنعتي ، محصولات داروئي ، محصولات غذائي و ...) باشد . منظور از نوآوري خلاقيت متجلي شده و به مرحله عمل رسيده است، به عبارت ديگر نوآوري يعني انديشه خلاق تحقق يافته؛ نوآوري همانا ارائه محصول، فرايند و خدمات جديد به بازار است؛ نوآوري بكارگيري توانايي‌هاي ذهني براي ايجاد يك فكر يا مفهوم جديد است نوآوري فرايند كسب انديشه‌اي خلاق و تبديل آن به محصول و خدمت و يا يك روش عملياتي مفيد است.      

Leadership

Leadership   1.    A political leader, pursuing a passionate, personal cause. یک رهبر سیاسی، به دنبال یک دلیل شخصی و پرشور می باشد  2.    An explorer, cutting a path through the jungle for the rest of his group to follow. یک جستجوگر ، مسیر یک جنگل را می شکافد برای اینکه بقیه ی گروه او را دنبال کند  3.    An executive, developing her company's strategy to beat the competition. یک مدیر اجرایی ، جهت پیشرفت در رقابت ، استراتژی شرکتش را توسعه می دهد .  4.    A leadership Creates an inspiring vision of the future and Coaching and Building a Team to Achieve that Vision . یک رهبر به دنبال ایجاد یک چشم انداز الهام بخش از آینده است و رهبری کردن و ساختن یک تیم جهت رسیدن به آن چشم انداز . 5.    Managing Delivery of the VisionMotivating and Inspiring People and Creating an Inspiring Vision of the Future ایجاد انگیزه و الهام بخشی در مردم جهت مدیریت تحویل آن چشم انداز و ایجاد چشم اندازی الهام بخش از آینده . 6.    individual or organization to "lead" or guide other individuals  and higher abilities in managing the overall picture به صورت فردی درآوردن یا سازماندهی کردن جهت مدیریت یا راهنمائی افراد دیگر و توانایی های بالاتر در مدیریت تصویر کلی .

market

market واژة بازار بسیار کهن است و در برخی از  زبان های کهن ایرانی وجود داشته است. بازار در فارسی میانه به صورت وازار و با ترکیب هایی مانند وازارگ ( بازاری) و وازارگان (بازرگان) به کار می رفته، و در پارتی به صورت واژار مورد استفاده قرار گرفته است. این واژة ایرانی به زبان برخی از سرزمین های که با ایران تبادلات بازرگانی داشتند مانند سرزمین های عربی، ترکی، عثمانی و برخی از کشورهای اروپایی، راه یافته است. دهخدا اظهار داشته که بازار از واژة پهلوی واکار اخذ شده است. واژة فرانسوی بازار از پرتغالی گرفته شده و آنان این واژه را از ایرانیان گرفته اند. در زبان فارسی بازار به عنوان اسم مکان به معنی محل خرید و فروش کالاست و با وجود آن که این واژه امروزه بیشتر دربارة بازارهای دائمی، اصلی و قدیمی شهرهای کهن و تاریخی به کار می رود، در گذشته گاه به صورت ساده و گاه با پیشوند یا پسوندهایی به معنی مکان خرید و فروش به طور مطلق بوده است. واژة بازار در ادبیات فارسی مفهومی وسیع و گسترده دارد و به معنی محل شلوغ و پر ازدحام، محل اعتبار و اهمیت اشخاص و غیره به کار می رفته است. تعریف اول: بازار مهم ترین محور و شاهراه ارتباطی در شهرهای قدیمی بود و بیشترین آمد و شد شهروندان در آن صورت می گرفت. به عبارت دیگر بازار مهم ترین کانال ارتباطی شهر بود که نه تنها مردم، کالاها و سرمایه ها در آن جریان می یافتند، بلکه اطلاعات، اخبار و آگهی ها نیز از طریق آن به اطلاع شهروندان می رسید، زیرا اطلاع رسانی توسط افراد و به صورت شفاهی انجام می شد و به همین دلیل بود که وقتی حکومت می خواست خبری را به اطلاع مردم برساند، غالباً عده ای که آنها را عموماً جارچی یا منادی می خواندند، آن خبر را ابتدا در بازار اصلی شهر جار می زدند، یعنی با صدای بلند به اطلاع مردم می رساندند. تعریف دوم:  بازار مکانی است که فعالیت هاي اقتصادي آن به سه گروه عمده ي تولیدي، انبارداري وتجاري تقسیم شده اند. فعالیت هاي تجاري بازار خود شامل دو گروه عمده فروشی  و خرده فروشی  بوده اند .خرده فروشان معمولا در راسته بازار و عمده فروشان اکثرا در سراها ،تیم ها و تیمچه های بازار استقرار داشتند. تعریف سوم: بنگاه ها و خانواده ها در مکانی به نام بازار با یکدیگر روبرو میشوند و بر اساس قیمت ها و منافع شخصی خود  تصمیم گیری میکنند. تعریف چهارم: - بازار مرکز پر جنب و جوشی است که مردم در آنجا از اولین ساعات طلوع تا دم غروب به طور مداوم در حال حرکت و فعالیت هستند. بازار محل ملاقات و قرارهای عمومی است. آنجا مردم همچنان که درباره مسایل و منافع شخصی و تجاری خود بحث و گفت وگو می کنند، درباره مسایل عمومی و امور دولتی نیز به شور و تبادل نظر می‌پردازند. به طور خلاصه باید گفت که بازار جای بورس و مجلس را یکجا گرفته است. اخبار، شایعات، تهمت زدن ها، نشر اکاذیب، جنجال ها، بدگویی ها و افشاگری ها همه از بازار سرچشمه می گیرد.بازارها به عنوان بناهای اقتصادی غالباً توسط بازرگانان یا اعیان و رجال و حکام و مسئولان شهری ساخته می شدند. تعریف ‍پنجم: - بازار، یکی از بزرگ ترین دستاوردهاي تمدن دوره ي اسلامی است که در کشورهاي اسلامی به ویژه در کشور ایران از جایگاه خاصی برخوردار بوده است.بازار نماد معماري سنّتی بوده و هنر اسلامی به بهترین شکل در معماري آن قابل رؤیت است. در بازار عناصر اقتصادي، مذهبی، اجتماعی، فرهنگی، خدماتی، تفریحی و عناصرارتباطی و حفاظتی و روابط بین عناصر و نقش آن ها و وجود پیوند ناگسستنی میان ویژگی هاي معماري و عملکردي و ویژگی هاي جغرافیایی اهمیت فراوانی داشته است.  تعریف ششم: بازار را مکانی فیزیکی که خریداران و فروشندگان ( اعم از اشخاص حقیقی و حقوقی ) برای داد و ستد ، مبادله کالا و خدمات دور هم جمع می‌شوند, تعریف میکنند.بازار در این تعریف به انواع زیر تقسیم بندی میشود: بازار رقابت کامل،بازار انحصاری،بازارانحصار چندجانبه،بازار رقابت انحصاری،بازار بین الملل،بازار سرمایه و بازارپول تعریف هفتم: يک بازار، شامل تمام خريداران و فروشندگانى است که در حال دادوستد کالاها يا خدمات خاصى هستند، از نظر يک بازارياب ،بازار مجموعهٔ تمام خريداران بالقوه و واقعى است که براى يک کالا وجود دارد.  تعریف هشتم: بازار، مجموعه‌اى از خريداران، و صنعت، مجموعه‌اى از فروشندگان است.بازار نباید لزوماً وجود مادی داشته و فضای مشخصی را در بر گرفته باشد. به عنوان مثال بازار معاملات سهام در سطح جهانی بازاری است که عملیات آن صرفاً از طریق شبکه مخابرات بین المللی انجام می گیرد و در مجموع جای معینی ندارد. در اغلب رشته های اقتصاد عصر حاضر بازار نقش اساسی دارد، زیرا در اقتصاد بازار آزاد، تخصیص منابع از طریق بازار انجام می گیرد. تعریف نهم: بازار، مکان يا جايى است که در آن دادوستدهايى به‌منظور رفع نيازها صورت مى‌گيرد و کالاها اعم از کالاهاى فيزيکى و يا خدمات براى رفع نياز و خواسته مبادله مى‌شود. هرچند که لزومى ندارد اين دادوستدها حتماً به‌ وسيلهٔ پول انجام گيرد. تعریف دهم: بازار به مجموعه‌ای از خریداران بالقوه و بالفعل یک کالا یا خدمت اطلاق می‌شود. تعریف یازدهم:  از نظر تاریخی، بازار به محلی اطلاق می‌شود که خریداران و فروشندگان برای مبادله کالا یا خدمات به آن مراجعه می‌کنند. اما اقتصاددانان به مجموعه خریداران و فروشندگانی که به خرید و فروش کالا یا خدمات خاصی مبادرت می‌کنند، بازار می‌گویند. از دیدگاه بازاریابی، مجموعه خریداران، بازار را تشکیل می‌دهند. در عین حال، کلمه بازار بعضاً به مجموعه‌هایی غیر از مشتریان یا خریداران نیز اطلاق می‌شود. مانند: بازار نیروی کار یا  بازار رای. تعریف دوازدهم: بازار مشتمل بر تمام مشتریان بالقوه‌ای است که دارای نیاز و خواسته مشترک باشند و برای تامین نیاز و خواسته خود، به انجام مبادله متمایلند و توانایی انجام این کار را نیز دارند. تعریف سیزدهم: بازار به معنی محل خرید و فروش و عرضه کالاست .                                                                  

Performance

Performance •    واژه‌ی Performance  به معنای عملکرد است از کلمه‌ی انگلیسی Perform و پسوند ance  گرفته شده است و از حدود سال 1500 میلادی به بعد متداول شد. این کلمه به معنای تحقق یک امر یا چیزی است که قبلا تحقق یافته است .میتوان گفت که کلمه‌ی performance به معنایی که اکنون فهمیده و درک میشود ،اولین بار در سال 1709 میلادی ، تعریف شد.   تعریف  دیگر این که عملکرد عبارت است از : نتایج مرتبط  بر فعالیتهایی که سازمان انجام میدهد . این نظر یا تعریف را می‌توان به عده‌ی زیادی از نویسندگانی منتسب کرد که ترجیح داده‌اند عملکرد را با به‌کارگیری شاخص‌هایی مانند میزان سود ، درآمد حاصل از سرمایه گذاری ، سود خالص یا درآمد حاصل از فروش اندازه گیری کنند. از این رهگذر می‌توان گفت که عملکرد مترادف شایستگی و کارایی است. 1-    the degree of success of an investment in making money for you میزان موفقیت سرمایه گذاری در ساخت پول برای شما 2-    The means of expressing appreciation can vary by culture معنی ساده و سریع آن افزایش دارایی و سرمایه که می‌تواند برنامه ریزی شده باشد 3-    the standard to which someone does something such as a job or an examination; استانداردی که کسی چیزی را همانند یک کار امتحان و مورد اندازه گیری و پایش قرار می‌دهد 4-    form of entertainment;  the way that a person or group of people performs a piece of music or other entertainment شکل دیگری از سرگرمی;  طریقه ای که فرد یا گروهی از مردم یک قطعه موسیقی یا سرگرمی دیگری را انجام میدهند . 5-    A performance, in the performing arts, generally comprises an event in which a performer or group of performers present one or more works of art to an audience یک عملکرد ، به‌عنوان یک هنر اجرایی است که معمول ترکیبی از رویدادهایی که دران یک نفر یا گروهی از مردم اجرا در قالب چند کار هنری انجام می‌دهند تا به گوش ( دیدن نمایش ) دیگران برسد  

Segmentation

Segmentation Segmentation divides customers into groups based on the underlying needs or characteristics driving their purchase decisions. Truly distinct customer segments respond to different value propositions and require different strategic approach. Customer segmentation, an often misused buzz word in the business vocabulary, is the process of dividing customers with similar attributes into homogeneous groups and targeting those homogeneous groups differently. This process has the potential to affect various choices from what products to sell to whom, where and when and how to market and sell the product. Kotler and Armstrong define market segmentation as “dividing a market into distinct groups of buyers who have distinct needs, characteristics, or behaviour and who might require separate products or marketing mixes” (Armstrong and Kotler, 2005: 54). بخش بندی عبارت است از تقسیم بندی مشتریان به گروه های پایه، بر اساس نیازها و ویژگی های اصلی آنها- نیازها و ویژگی هایی که محرک تمصمیمات خرید توسط مشتریان می باشند. بخش بندی مشتری به صورت مشخص و واضح، پاسخی است به وضعیت های مختلف ارزش و مستلزم رویکردهای مختلف استراتژیک می باشد. بخش بندی مشتری، یک واژه ی ثقیل در فرهنگ لغت کسب و کار، عبارت است از فرآیند بخش بندی مشتریان براساس ویژگی های مشابه به گروه های همگن و هدف قرار دادن این گروه های همگن با ابزارهای متفاوت. این فرآیند پتانسیل تاثیر گذاری بر گزینه های مختلف را دارد؛ گزینه هایی مثل اینکه چه محصولاتی به چه کسانی فروخته شوند، کجا فروخته شوند، چگونه فروخته شوند، چه وقت فروخته شوند و چگونه بازاریابی برای آنها انجام شود. کاتلر و آرمسترانگ بخش بندی بازار را به شرح زیر تعریف می کنند: ( بخش بندی یک بازار به گروه های متمایز از خریدارن که نیازها، ویژگیها یا رفتار متمایز دارند و ممکن است نیاز به محصولات یا آمیخته های بازاریابی متفاوتی داشته باشند). 1-What is segmentation? Segmentation is the marketing practice of dividing a customer base into similar groups based psychographic or behavioral attributes. Segmentation allows a company to optimize product offerings, marketing and sales approaches to meet the specific requirements of defined segments. Applying segmentation allows companies to target groups more efficiently and allocate marketing resources effectively.  بخش بندی چیست؟      بخش بندی عبارت است یک فعالیت بازاریابی که تمام مشتریان را به گروه های مشابه تقسیم می کند؛ این تقسیم بندی بر اساس خصوصیات روانشناختی یا رفتاری است. بخش بندی این امکان را برای شرکت فراهم می آورد تا سفارشات محصول را بهینه کند؛ همچنین رویکرد های بازاریابی و فروش را برای برآورده نمودن نیازهای خاص بخش های تعریف شده، نیز بهینه می کند. با استفاده از بخش بندی شرکت ها می توانید گروه های مشتری را به صورت موثرتر مد نظر قرار دهید و منابع بازاریابی را با اثر بخشی بالاتری تخصیص دهند. 2-Why do I need segmentation? A well-defined segmentation approach means you can better satisfy customers in a shorter time, because prospects are more likely to purchase, close faster, produce bigger deals, and remain more loyal. For marketing, well-defined segments mean more targeted messages and programs that resonate with buyers. The end result is higher response rates, better engagements, shorter conversion cycles, and, a better return on marketing investment.  چرا به بخش بندی نیاز داریم؟       یک رویکرد بخش بندی دقیق بدین معناست که شرکت می تواند در کوتاه مدت مشتریان را بهتر راضی نگه دارد؛ زیرا انتظار بر این است که مشتریان احتمالا خرید بهتری انجام دهند، سریعتر کالای خود را تحویل بگیرند، مقدار خریدشان را بالا می برند و نسبت به شرکت وفاداری بیشتری خواهند داشت. از نگاه بازاریابی بخش های معین و دقیق به معنای پیغام ها و برنامه های هدفمندتری هستند که با خریداران ارتباط بهتری برقرار می کنند. نتیجه ی نهایی این است که نرخ پاسخ به نیازهای مشتری بالا می رود، مشارکت مشتریان در فرآیند خرید بهتر می شود، چرخه ی فروش محصول کوتاهتر می شود و نرخ برگشت سرمایه گذاری در بازاریابی بهتر می شود. 3-What segmentation is NOT? Segmentation is not a specific customer list or a set of contacts. It’s based on a cross section of all customers.  بخش بندی چه چیزی نیست؟      بخش بندی یک لیست از مشتریان خاص یا لیست تماس های مشتریان نیست. بخش بندی در واقع بر مبنای مقایسه ی کامل مشتریان با هم می باشد. 4-Market segmentation The market segmentation is mentioned as being one of the key elements of modern marketing and is, as mentioned, the process of dividing the market into several groups and/or segment(s) based on factors such as demographic, geographic, psychological and behavioural factors. By doing so the marketers will have a better understanding of their target audience and thereby make their marketing more effective (Gunter and Furnham, 1992: ).This is due to the fact that by using the analytical process that puts customers first, the marketer will get more satisfied customers and thereby gain a great advantage over competitors (Dibb and Simkin, 1996: 3). بخش بندی بازار      بخش بندی بازار یکی از عناصر کلیدی بازاریابی مدرن است و عبارت است از فرآیند تقسیم بازار به گروه ها و یا بخش ها بر اساس عواملی مثل جمعیت شناختی، جغرافیایی، روانشناسی و رفتاری. با انجام چنین بخش بندی، بازاریابان درک بهتری از بازار هدفشان دارند و از این طریق بازاریابیشان را به گونه ای مؤثرتری انجام می دهند. به این دلیل می توان گفت که با استفاده از این فرآیند تحلیلی، مشتریان به عنوان مهمترین عوامل اثر گذار و موفقیت سازمان شناخته می شوند به گونه ای که بازاریابان با مشتریانن راضی مواجه می شوند و از این طریق نسبت به رقبا مزیت بالاتری خواهند داشت. فواید بخش بندی بازار :       در صورتی که بخش بندی بازار توسط یک شرکت به خوبی انجام شده و به خوبی بکار گرفته شود، فواید زیادی را متوجه شرکت خواهد کرد؛ از جمله: •    تسهیل انتخاب بازار هدف: از آنجایی که بخش بندی بازار نیازمند شناسایی دقیق مشخصات گروه های موجود در بازار است، لذا آشنایی با این خصوصیات انتخاب بین آنها را شرکت تسهیل می کند. •    افزایش سودآوری: گاهی امکان افزایش قیمت ها در ازای ارائه ی خدمات جدید برای کل بازار میسر نیست. در این حالت تعریف بخش های خاصی که مشتاق استفاده از بخش های جدید هستند می تواند راه گشا باشد. •    شکل دهی به نیازها: بخش بندی به شرکت کمک می کند تا بتواند نیازهای جدیدی را در گروه های خاصی از مشتریانش برانگیزد و همچنین پیش بینی بهتری از آینده ی آن بخش داشته باشد. •    ایجاد نوآوری: توجه به کل بازار به صورت یک جا باعث می شود خصوصیات آن به طور کلی و بدون جزئیات در نظر گرفته شود. اما تجزیه ی بازار به بخش های کوچکتری این جزئیات را برجسته کرده و موجب می شود شرکت در ارائه محصولات و خدمات مطابق با این خصوصیات فعالتر شده و دست به نوآوری هایی برای برآورده کردن آنها بزند. •    افزایش کارایی بازاریابی: از آنجا که منابع هر شرکتی دارای محدودیت است، لذا تعریف دقیق نیازهای مشتریان و انجام فعالیت های بازاریابی مطابق با آن الزامی است. بخش بندی بازار باعث می شود منابع بازاریابی شرکت در مسیر صحیح آن مصرف شود. •    سودمندی مشتریان: ارائه محصولات کاملتری که مطابقت بیشتری با نیاز های مشتریان داشته باشد، نه تنها به نفع شرکت است، بلکه نفع مشتریان را نیز در پی خواهد داشت. مطابقت محصول با علایق مشتریان نیز نیازمند بخش بندی بازار و آشنایی بیشتر با خصوصیات مشتریان است. •    رابطه ی پایدار با مشتری: از آنجا که نیاز های مشتریان در طول زمان تغییر می کند، بخش بندی بازار به تولید کنندگان کمک می کند که از نزدیک در جریان این تغییرات باشند و محصولات خود را متناسب با نیازهای جدید آنها ارائه کنند. •    افزایش در سهم بازار: به دست آوردن سهم بالای بازار یکی از فواید مستقیم و مهم بخش بندی بازار محسوب می شود. از آنجا که بخش بندی بازار باعث می شود بخش های خاصی از بازار تولید کننده دارای اولویت باشد، لذا تمرکز تولید کننده در آن بخش موجب افزایش سهم وی از آن بخش و کل بازار می شود.