اندیشگاه برند

Equity Theory

Equity Theory نظریه برابری جان استيسي آدامز، روانشناس رفتاري، مدل مفيدي براي توضيح اين امر كه چرا ادراك كاركنان از منصفانه بودن اهميت دارد ارائه مي‌دهد. نظريه برابري آدامز فرآيند فكري را كه كاركنان براي تعيين منصفانه بودن تصميمات مديران به كار مي‌گيرند تشريح مي‌كند. اين نظريه مي‌گويد كاركنان درباره رفتار سازمان با آنها، با مقايسه رفتار سازمان با افراد نظير خودشان قضاوت مي‌كنند. آنها برخي مقايسه‌هاي اجتماعي بين خود با ديگراني كه وضعيت مشابهي دارند انجام مي‌دهند. واکنشهای افراد در مقابل برابری و نابرابری آدامز در مقابل برابری و نابرابری ۶ واکنش را پیشنهاد می کند : - اول تغییر داده ها : شخص می تواند بر اساس جهت نابرابری کدام طرف باشد کوشش خود برای انجام وظایف بی افزاید یا بکاهد ؛ اگر شخص احساس کند که متناسب با تلاشی که می کند ستاده متناسبی را دریافت نمی کند از تلاش خود می کاهد یا بالعکس . - دوم تغیر ستاده : ممکن است شخص ستاده خود را با درخواست افزایش حقوق و جستجوی راههای برای رشد افزایش دهد. - سوم تغییر ادراک از خود : یکی از واکنشهای پیچیده تغییر ادراک فرد از خویش می باشد فرد ممکن است بعد از دیدن نابرابری ارزیابی اولیه که از خود به عمل آورده است تغییر دهد و به این نتیجه برسد او کمتر از آنکه فکر کرده است از سازمان دریافت می کند. - تغییر درک از دیگران: در عمل مشابه شخص ممکن است ادراک خود را از داده یا ستاده دیگری تغییر دهد. - تغییر موضوع مقایسه : ممکن است فرد به این نتیجه برسد که بطور مثال فرد مورد مقایسه با رییس رابطه خوبی دارد یا توانایی ها یا مهارتهایی دارد و باید فرد دیگری را برای مقایسه انتخاب کند. - ترک سازمان : در آخر فرد به این نتیجه می رسد که سازمان را ترک کند و این آخرین راهکار برای کاهش نابرابری می باشد. تئوری برابری سه پیام به مدیران به همراه دارد : نخست : هریک از اعضای سازمان باید مبنای پرداخت پاداش را بدانند: به طور مثال اگر پاداش بیشتر به کیفیت کار تعلق می گیرد این موضوع به روشنی به اطلاع کارکنان برسد. دوم اشخاص از چند دیدگاه به پاداشهای خود نگاه می کنند بعضی دیدگاه ملموس و مادی آنرا در نظر می گیرند وبرخی دیدگاه های غیر ملموس آنرا درمی یابند. سوم اقدام اشخاص برپایه ادراک از واقعیت میباشد بطور مثال اگر دو نفریکسان کار کنند و دریافتی های یکسانی داشته باشند اما هر کدام از آنها فکر کنند از دیگری بیشتر کار کرده ادراکش بر اساس درکی که کرده است خواهد بود.      بطور کلی تئوری های انگیزش به دو دسته تئوری های محتوایی و تئوری های فرایندی تقسیم می شوند. تئوری های محتوایی توضیح می دهد که چه نیازی در انگیزش موثر است مثلا دو دوست همسن و هم رشته که در یک اداره کار می کنند می تواند توضیح دهند که چه نیاز هایی دارند اما در فرایندی توضیح داده می شود چگونه هریک از دو نفر تصمیم می گیرند بهترین راه را جهت ارضا خواسته خود انتخاب کنند و چرا هریک از آنها راه متفاوتی را انتخاب می کنند. منبع : مرامی علیرضا (1378) .”بررسی مقایسه ای مفهوم عدالت “، انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی در این نظریه، ضمن تأکید بر اهمیت احساس عدالت کارکنان نسبت به منصفانه بودن رفتار سازمان با آنها، چنین ادعا می شود که اگر کارکنان احساس کنند با آنها ناعادلانه برخورد شده است، برانگیخته می شوند تا عدالت را برقرار سازند. در ویرایش جدید نظریه برابری که بوسیله آدامز ارائه شده است، چنین اظهار می شود که افراد "دریافتی خود" را با "دریافتی دیگران از سازمان"، مقایسه می کنند؛ اگر با این مقایسه به این نتیجه برسند که برخورد سازمان با کارکنان به طور نسبی غیر منصفانه است، احساس بی عدالتی کرده، برای کاهش این بی عدالتی تلاش می کنند. البته افراد می پذیرند که کارکنان توانمندتر، دریافتی بیشتری داشته باشند، مشروط بر آنکه کار بیشتری نیز انجام دهند یا برای انجام کار (از حیث سطح دانش و تجربه) واقعاً آماده تر باشند.   یکی از نظریه‌ّهای فرایندی انگیزش است که بر اساس آن ، هر فرد دستاورد کار خود را نسبت به نهاده‌هایش در آن کار ، با دستاورد کار دیکران نسبت به نهادهایشان می‌سنجد و احساس انگیزش یا عدم انگیزش او پیامد این مقایسه است. نهادهای فرد در کار مانند تحصیلات ، تجربیّات و زمانی است که در شغل خود صرف می‌کند و دستاوردها یا ستاده‌های او مانند حقوق ، مرتبه سازمانی و شأن اجتماعی شغل است. چون انسان فطرتاً خواهان عدالت و انصاف است ، آنچه که از مقایسه خود و دیگران می‌فهمد ، در انگیزش او مؤثر می‌افتد. نظریّه برابری ، مسئله انگیزش را جدا از مسئله نیازها مطرح و فرایند انگیزش به گونه‌ای تازه بیان می‌کند. منبع : مقاله تحلیل نقش راهبردی رفتار اخلاقی کارکنان بر رابطه میان عدالت سازمانی و رضایت شغلی کارکنان (Cohen-charashعدالت توزیعی اشاره به انصاف درک شده از نتایج سازمانی ( دارد . این نظریه شامل این است که آیا در آمدهای سازمانی به طور عادلانه توزیع شده اند یا نتایج سازمانی با نهاده های سازمانی قابلیت مقایسه دارند .   . (Gilliland 1994 (   نظریه انصاف و برابری به عادلانه بودن پیامدها و نتایجی که کارکنان دریافت می کنند اشاره دارد .این نظریه به نحوه پاسخدهی افراد نسبت به مداخله ها و رفتارهای ناعادلانه مدیران و سرپرستان در توزیع امکانات و پاداش ها در سازمان ها توجه دارد .( حسین زاده , 1385 ) . منبع : حسین زاده , علی (1385) .عدالت سازمانی ,مجله تدبیر جلد 5 شماره 190  نظريه برابري مي‌گويد نابرابري‌ها خواه ادراكي و خواه واقعي، به انگيزه كاركنان لطمه مي‌زند. كاركناني كه رفتارهاي غيرمنصفانه و توام با نابرابري مي‌بينند از نظر احساسي برانگيخته مي‌شوند كه به برابري برسند و اين رفتار را به روش‌هاي زير نشان مي‌دهند: - میزان آورده های خود را تغییر دهند. مثلاً انرژی کمتری صرف کار کنند و یا از میزان تلاش خود بکاهند. - برای تغییر نتایج یا دریافتی خود از سازمان، تلاش کنند. مثلاً تقاضای افزایش حقوق یا ارتقاء کنند. - با توجیه وضع موجود، آورده ها یا دریافتی های خود را از حیث شناختی، مجدداً ارزیابی کنند. مثلا، بگویند «آخر خود من هم واقعا سخت کار نکردم. پس نباید دریافتی بیشتری داشته باشم.» - سازمان را ترک کنند. به این ترتیب که یا بر غیبت های خود بیفزایند و یا سرانجام استعفا دهند. - بر سایر افراد مورد نظر و مورد مقایسه خود، تأثیر گذاشته و از آنان بخواهند تا دست از تلاش بردارند. - افراد مورد مقایسه خود را تغییر دهند. مثلاً، به جای مقایسه خود با افراد سایر بخش های سازمان، خود را با افراد واحدهای خودشان مقایسه کنند. نتایج پژوهش های انجام شده حاکی از آنند که در صورت عدم تحقق خواسته های افراد، معمولاً آنها شدید ترین واکنش (یعنی ترک خدمت) را انتخاب می کنند (بونه و كرتز، 1992،ص 357).   فرایند چهار مرحله ای که طی آن ادراکهای نابرابری اشخاص شکل می گیرد و اگر در سازمان قرار گیرد نخست شخص چگونگی رفتار سازمان با خود را ارزیابی می کند وسپس چگونگی رفتار سازمان با دیگری را مورد ارزیابی قرار می دهد. مبنای مقایسه دیگری ممکن است یکی از اعضای همان گروه کاری باشد ویا شخصی دیگری در دیگربخشهای سازمان ویا حتئ مجموعه ای از اشخاص سرتاسر سازمان بعد از ارزیابی نحوه برخورد سازمان با شخص دیگری و در نهایت نتیجه ارزیابی ها با یکدیگر مقایسه می شود و شخص موقعیت خود را با موقعیت دیگری مقایسه می کند پیامدهای این مقایسه ممکن است برابری یا نابرابری باشد وی ممکن است برحسب شدت این احساس به کارهایی دست بزند.  ارزیابی خود، ارزیابی دیگری ، مقایسه خود با دیگری و احساس برابری یا نابرابری   این نظریه نشان می دهد که افراد مایل‌اند، درقبال انجام کار پاداش منصفانه‌ای دریافت کنند؛ به عبارت دیگر به اندازه همکارانشان از پاداشهای انجام کار (Greenberg,2002) بهره‌مند شوند.   برابری طبق نظر آدامز زمانی حاصل می شود که کارکنان احساس کنند که نسبتهای ورودیها (تلاشها) به خروجیهایشان (پاداشها) با همین نسبت ها در  .(Ivancevich&Matteson,1996,p17) همکارانشان برابر باشد.   کارکنانی که احساس نابرابری می‌کنند، با واکنشهای منفی از جمله امتناع از تلاش، کم کاری و رفتارهای ضعیف شهروندی سازمانی و در شکل حاد آن  .(Greenberg, 2002)  استعفا  از کار به این نابرابری پاسخ می دهند. به  لحاظ تاریخی، نظریه برابری, متمرکز بر عدالت درک شده از مقدار پاداشهای توزیع شده بین افراد است  این  نوع عدالت کاربردهای زیادی در محیط سازمانی داشته است و محققان، رابطه این عدالت را با متغیر‌های زیادی همچون کیفیت . (Robbins, 2001, p170) و کمیت کار بررسی کرده‌اند.  

innovation

innovation نوآوری جنبه ای خاص از تغییراست. نوآوری یعنی یک عقیده یا نظریه تازه که برای ارائه یک محصول, فرآیند یا نوعی خدمت به کار می رود بنابراین هر نوآوری مستلزم تغییر است, ولی الزاما" هر تغییری موجب ارائه نظرهای جدید یا بهبود زیادی نمی شود. در سازمان, نوآوری می تواند به صورت تغییرات یا بهبود اندک روند یا فرایند انجام کارها باشد وگاهی به صورت زیر بنایی است, مقصود از نوآوری می تواند فرایند های نوین, ساختارهای جدید, سیستم های اداری تازه وبرنامه های جدید باشد. . بین نوآوری تکنیکی و اداری نیز تفاوت وجود دارد. نوآوری تکنیکی درزمینه کالاها,خدمات وفرآیند های بهینه شده وکاملا" جدید است, اما نوآوری اداری مرتبط با ساختارسازمانی وفرآیند اداری است که ممکن است  نوآوری تکنیکی را تحت تاثیر قرار دهد. نوآوری تکنیکی می تواند یک کالا ویا فرآیند باشد. براساس نظریه دامان پور, نوآوری های کالایی به کالا یا خدماتی اطلاق می شود که با هدف تامین نیاز های خارجی وبازار ارائه گردیده اند.2 نویسنده کتاب "مبانی علم خلاقیت شناسی, دانش خلاقیت ونوآوری" معتقد است که نوآوری فرآورده جدید یا محصول خلاقی است که توسط یک سازمان ارائه می گردد. فرآورده خلاق می تواند نرم افزاری مانند انواع خدمات (آموزشی, بهداشتی, درمانی, اداری و.....) ویا سخت افزاری (مثل کالاها و محصولات صنعتی و.....) باشد. نوآوری نیز مانند خلاقیت, دارای عناصر تازگی, نو بودن, جدید وسرآغاز بودن وبرای بار اول مطرح شدن است.3 هر دو نو آوری در جامعه ای اتفاق می افتد که دانش بنیان باشد. جامعه ی دانش بنیان جامعه ای است که بقای آن منوط به"خلق دانش"از طریق تحقیق و پژوهش است, وشکوفایی آن را "نوآوری دانشی" تضمین می کند. دانش بنیان با دو مولفه کلید ی سرو کار دارد: دانش آفرینی از طریق پژوهش; وایجاد نوآوری های دانشی. به طور خلاصه نوآوری به معنی خلاقیت عینیت یافته, دارای مفهوم عملیاتی شدن وبه مرحله اجرا در آمدن اندیشه های نو است. ازاین دیدگاه می توان نوآوری را به معنی خلاقیت عینی به عنوان شکل اجرائی شده وتحقق یافته خلاقیت ذهنی دانست. منظور از نوآوري فرآورده جديد يا محصول خلاقي است كه توسط يك سازمان ارائه مي گردد . فراورده خلاق مي تواند نرم افزاري مانند انواع خدمات (مثل خدمات آموزشي ، خدمات بهداشتي درماني ، خدمات اداري و ...) و ي سخت افزاري مانند كالاها (مثل محصولات صنعتي ، محصولات داروئي ، محصولات غذائي و...) باشد . به طوري كه ملاحظه مي شود تعاريف خلاقيت و نوآوري داراي عناصر مفهومي همچون تازگي و نويي ، جديدي ، سرآغاز بودن ، اول بار بودن و همچنين مفيد بودن مي باشند . بنابراين انواع كشفيات علمي نظريه هاي علمي (تئوري ها و فرضيه ها) ، ابداعات و اختراعات و نيز آثار بديع هنري و ادبي مانند كشف عناصر شيميائي قوانين حركتي نيوتن ، حساب ديفرانسيل و انتگرال ، نظريه مكانيك كوانتومي پلانك ، نظريه نسبيت انيشتين ، نظريه شناختي پياژه ، نظريه عمومي سيستم ها ، نظريه بي نهايت بودن ذرات حسابي ، الگوي ساختار مولكولي DNA واتسون و كريك ، معادله شرودينگر،تابلوي موناليزاي لئوناردو داوينچي ، سبك نقاشي كوبيسم ، شاهنامه فردوسي ، غزليات حافظ ، آثار شكسپير، اختراع موتور بخار، اختراع لامپ برق ، اختراع راديو و تلويزيون ، اختراع تلفن ، اختراع هواپيما ، اختراع ترانزيستور، اختراع اينترنت ، خلق و طراحي محصولات جديد ، حل مسائل كيفيت و بهره وري سازمان و هزاران هزار مورد از اين قبيل جلوه هائي از خلاقيت و نوآوري مي باشند. منظور از نوآوري خلاقيت متجلي شده و به مرحله عمل رسيده است، به عبارت ديگر نوآوري يعني انديشه خلاق تحقق يافته؛ نوآوري همانا ارائه محصول، فرايند و خدمات جديد به بازار است؛ نوآوري بكارگيري توانايي‌هاي ذهني براي ايجاد يك فكر يا مفهوم جديد است. نوآوري فرايند كسب انديشه‌اي خلاق و تبديل آن به محصول و خدمت و يا يك روش عملياتي مفيد است. واژه نوآوري به عنوان معادل واژه  Innovation  به شكل هاي زير تعريف شده است: نوآوري به معني خلاقيت عينيت يافته: در اين نوع تعريف نوآوري داراي مفهوم عملياتي شدن و به مرحله اجرا درآمدن انديشه هاي نو مي باشد . از اين ديدگاه مي توان نوآوري را به معني خلاقيت عيني به عنوان شكل اجرائي شده و تحقق يافته خلاقيت ذهني دانست . بنابراين همان طور كه ملاحظه مي گردد دو واژه خلاقيت و نوآوري داراي دو مفهوم متفاوت جداگانه ولي در عين حال مرتبط با يكديگر مي باشند . نوآوري به معني فراورده جديد در سطح سازمان :در اين نوع تعريف ، منظور از نوآوري فراورده جديد يا محصول خلاقي است كه توسط يك سازمان ارائه مي گردد . فراورده خلاق مي تواند نرم افزاري مانند انواع خدمات (مثل خدمات آموزشي ، خدمات بهداشتي درماني ، خدمات اداري و ...) و يا سخت افزاري مانند كالاها (مثل محصولات صنعتي ، محصولات داروئي ، محصولات غذائي و ...) باشد . منظور از نوآوري خلاقيت متجلي شده و به مرحله عمل رسيده است، به عبارت ديگر نوآوري يعني انديشه خلاق تحقق يافته؛ نوآوري همانا ارائه محصول، فرايند و خدمات جديد به بازار است؛ نوآوري بكارگيري توانايي‌هاي ذهني براي ايجاد يك فكر يا مفهوم جديد است نوآوري فرايند كسب انديشه‌اي خلاق و تبديل آن به محصول و خدمت و يا يك روش عملياتي مفيد است.      

Leadership

Leadership   1.    A political leader, pursuing a passionate, personal cause. یک رهبر سیاسی، به دنبال یک دلیل شخصی و پرشور می باشد  2.    An explorer, cutting a path through the jungle for the rest of his group to follow. یک جستجوگر ، مسیر یک جنگل را می شکافد برای اینکه بقیه ی گروه او را دنبال کند  3.    An executive, developing her company's strategy to beat the competition. یک مدیر اجرایی ، جهت پیشرفت در رقابت ، استراتژی شرکتش را توسعه می دهد .  4.    A leadership Creates an inspiring vision of the future and Coaching and Building a Team to Achieve that Vision . یک رهبر به دنبال ایجاد یک چشم انداز الهام بخش از آینده است و رهبری کردن و ساختن یک تیم جهت رسیدن به آن چشم انداز . 5.    Managing Delivery of the VisionMotivating and Inspiring People and Creating an Inspiring Vision of the Future ایجاد انگیزه و الهام بخشی در مردم جهت مدیریت تحویل آن چشم انداز و ایجاد چشم اندازی الهام بخش از آینده . 6.    individual or organization to "lead" or guide other individuals  and higher abilities in managing the overall picture به صورت فردی درآوردن یا سازماندهی کردن جهت مدیریت یا راهنمائی افراد دیگر و توانایی های بالاتر در مدیریت تصویر کلی .

market

market واژة بازار بسیار کهن است و در برخی از  زبان های کهن ایرانی وجود داشته است. بازار در فارسی میانه به صورت وازار و با ترکیب هایی مانند وازارگ ( بازاری) و وازارگان (بازرگان) به کار می رفته، و در پارتی به صورت واژار مورد استفاده قرار گرفته است. این واژة ایرانی به زبان برخی از سرزمین های که با ایران تبادلات بازرگانی داشتند مانند سرزمین های عربی، ترکی، عثمانی و برخی از کشورهای اروپایی، راه یافته است. دهخدا اظهار داشته که بازار از واژة پهلوی واکار اخذ شده است. واژة فرانسوی بازار از پرتغالی گرفته شده و آنان این واژه را از ایرانیان گرفته اند. در زبان فارسی بازار به عنوان اسم مکان به معنی محل خرید و فروش کالاست و با وجود آن که این واژه امروزه بیشتر دربارة بازارهای دائمی، اصلی و قدیمی شهرهای کهن و تاریخی به کار می رود، در گذشته گاه به صورت ساده و گاه با پیشوند یا پسوندهایی به معنی مکان خرید و فروش به طور مطلق بوده است. واژة بازار در ادبیات فارسی مفهومی وسیع و گسترده دارد و به معنی محل شلوغ و پر ازدحام، محل اعتبار و اهمیت اشخاص و غیره به کار می رفته است. تعریف اول: بازار مهم ترین محور و شاهراه ارتباطی در شهرهای قدیمی بود و بیشترین آمد و شد شهروندان در آن صورت می گرفت. به عبارت دیگر بازار مهم ترین کانال ارتباطی شهر بود که نه تنها مردم، کالاها و سرمایه ها در آن جریان می یافتند، بلکه اطلاعات، اخبار و آگهی ها نیز از طریق آن به اطلاع شهروندان می رسید، زیرا اطلاع رسانی توسط افراد و به صورت شفاهی انجام می شد و به همین دلیل بود که وقتی حکومت می خواست خبری را به اطلاع مردم برساند، غالباً عده ای که آنها را عموماً جارچی یا منادی می خواندند، آن خبر را ابتدا در بازار اصلی شهر جار می زدند، یعنی با صدای بلند به اطلاع مردم می رساندند. تعریف دوم:  بازار مکانی است که فعالیت هاي اقتصادي آن به سه گروه عمده ي تولیدي، انبارداري وتجاري تقسیم شده اند. فعالیت هاي تجاري بازار خود شامل دو گروه عمده فروشی  و خرده فروشی  بوده اند .خرده فروشان معمولا در راسته بازار و عمده فروشان اکثرا در سراها ،تیم ها و تیمچه های بازار استقرار داشتند. تعریف سوم: بنگاه ها و خانواده ها در مکانی به نام بازار با یکدیگر روبرو میشوند و بر اساس قیمت ها و منافع شخصی خود  تصمیم گیری میکنند. تعریف چهارم: - بازار مرکز پر جنب و جوشی است که مردم در آنجا از اولین ساعات طلوع تا دم غروب به طور مداوم در حال حرکت و فعالیت هستند. بازار محل ملاقات و قرارهای عمومی است. آنجا مردم همچنان که درباره مسایل و منافع شخصی و تجاری خود بحث و گفت وگو می کنند، درباره مسایل عمومی و امور دولتی نیز به شور و تبادل نظر می‌پردازند. به طور خلاصه باید گفت که بازار جای بورس و مجلس را یکجا گرفته است. اخبار، شایعات، تهمت زدن ها، نشر اکاذیب، جنجال ها، بدگویی ها و افشاگری ها همه از بازار سرچشمه می گیرد.بازارها به عنوان بناهای اقتصادی غالباً توسط بازرگانان یا اعیان و رجال و حکام و مسئولان شهری ساخته می شدند. تعریف ‍پنجم: - بازار، یکی از بزرگ ترین دستاوردهاي تمدن دوره ي اسلامی است که در کشورهاي اسلامی به ویژه در کشور ایران از جایگاه خاصی برخوردار بوده است.بازار نماد معماري سنّتی بوده و هنر اسلامی به بهترین شکل در معماري آن قابل رؤیت است. در بازار عناصر اقتصادي، مذهبی، اجتماعی، فرهنگی، خدماتی، تفریحی و عناصرارتباطی و حفاظتی و روابط بین عناصر و نقش آن ها و وجود پیوند ناگسستنی میان ویژگی هاي معماري و عملکردي و ویژگی هاي جغرافیایی اهمیت فراوانی داشته است.  تعریف ششم: بازار را مکانی فیزیکی که خریداران و فروشندگان ( اعم از اشخاص حقیقی و حقوقی ) برای داد و ستد ، مبادله کالا و خدمات دور هم جمع می‌شوند, تعریف میکنند.بازار در این تعریف به انواع زیر تقسیم بندی میشود: بازار رقابت کامل،بازار انحصاری،بازارانحصار چندجانبه،بازار رقابت انحصاری،بازار بین الملل،بازار سرمایه و بازارپول تعریف هفتم: يک بازار، شامل تمام خريداران و فروشندگانى است که در حال دادوستد کالاها يا خدمات خاصى هستند، از نظر يک بازارياب ،بازار مجموعهٔ تمام خريداران بالقوه و واقعى است که براى يک کالا وجود دارد.  تعریف هشتم: بازار، مجموعه‌اى از خريداران، و صنعت، مجموعه‌اى از فروشندگان است.بازار نباید لزوماً وجود مادی داشته و فضای مشخصی را در بر گرفته باشد. به عنوان مثال بازار معاملات سهام در سطح جهانی بازاری است که عملیات آن صرفاً از طریق شبکه مخابرات بین المللی انجام می گیرد و در مجموع جای معینی ندارد. در اغلب رشته های اقتصاد عصر حاضر بازار نقش اساسی دارد، زیرا در اقتصاد بازار آزاد، تخصیص منابع از طریق بازار انجام می گیرد. تعریف نهم: بازار، مکان يا جايى است که در آن دادوستدهايى به‌منظور رفع نيازها صورت مى‌گيرد و کالاها اعم از کالاهاى فيزيکى و يا خدمات براى رفع نياز و خواسته مبادله مى‌شود. هرچند که لزومى ندارد اين دادوستدها حتماً به‌ وسيلهٔ پول انجام گيرد. تعریف دهم: بازار به مجموعه‌ای از خریداران بالقوه و بالفعل یک کالا یا خدمت اطلاق می‌شود. تعریف یازدهم:  از نظر تاریخی، بازار به محلی اطلاق می‌شود که خریداران و فروشندگان برای مبادله کالا یا خدمات به آن مراجعه می‌کنند. اما اقتصاددانان به مجموعه خریداران و فروشندگانی که به خرید و فروش کالا یا خدمات خاصی مبادرت می‌کنند، بازار می‌گویند. از دیدگاه بازاریابی، مجموعه خریداران، بازار را تشکیل می‌دهند. در عین حال، کلمه بازار بعضاً به مجموعه‌هایی غیر از مشتریان یا خریداران نیز اطلاق می‌شود. مانند: بازار نیروی کار یا  بازار رای. تعریف دوازدهم: بازار مشتمل بر تمام مشتریان بالقوه‌ای است که دارای نیاز و خواسته مشترک باشند و برای تامین نیاز و خواسته خود، به انجام مبادله متمایلند و توانایی انجام این کار را نیز دارند. تعریف سیزدهم: بازار به معنی محل خرید و فروش و عرضه کالاست .                                                                  

Performance

Performance •    واژه‌ی Performance  به معنای عملکرد است از کلمه‌ی انگلیسی Perform و پسوند ance  گرفته شده است و از حدود سال 1500 میلادی به بعد متداول شد. این کلمه به معنای تحقق یک امر یا چیزی است که قبلا تحقق یافته است .میتوان گفت که کلمه‌ی performance به معنایی که اکنون فهمیده و درک میشود ،اولین بار در سال 1709 میلادی ، تعریف شد.   تعریف  دیگر این که عملکرد عبارت است از : نتایج مرتبط  بر فعالیتهایی که سازمان انجام میدهد . این نظر یا تعریف را می‌توان به عده‌ی زیادی از نویسندگانی منتسب کرد که ترجیح داده‌اند عملکرد را با به‌کارگیری شاخص‌هایی مانند میزان سود ، درآمد حاصل از سرمایه گذاری ، سود خالص یا درآمد حاصل از فروش اندازه گیری کنند. از این رهگذر می‌توان گفت که عملکرد مترادف شایستگی و کارایی است. 1-    the degree of success of an investment in making money for you میزان موفقیت سرمایه گذاری در ساخت پول برای شما 2-    The means of expressing appreciation can vary by culture معنی ساده و سریع آن افزایش دارایی و سرمایه که می‌تواند برنامه ریزی شده باشد 3-    the standard to which someone does something such as a job or an examination; استانداردی که کسی چیزی را همانند یک کار امتحان و مورد اندازه گیری و پایش قرار می‌دهد 4-    form of entertainment;  the way that a person or group of people performs a piece of music or other entertainment شکل دیگری از سرگرمی;  طریقه ای که فرد یا گروهی از مردم یک قطعه موسیقی یا سرگرمی دیگری را انجام میدهند . 5-    A performance, in the performing arts, generally comprises an event in which a performer or group of performers present one or more works of art to an audience یک عملکرد ، به‌عنوان یک هنر اجرایی است که معمول ترکیبی از رویدادهایی که دران یک نفر یا گروهی از مردم اجرا در قالب چند کار هنری انجام می‌دهند تا به گوش ( دیدن نمایش ) دیگران برسد