اندیشگاه برند

Advocacy

Advocacy حمایت، دفاع، وکالت، طرفداری درمتون مختلف بازاریابی این کلمه درضمن توضیح وفاداری مشتری بیان می شود. به طور کلی نهایت رضایت مشتری را منجر به وفاداری عمیق می دانند تا حدی که از برند مربوطه حمایت کرده آنرا تبلیغ می کندو در مقابل رقبادست به طرفداری میزند.  تعریف در زبان انگلیسی: strong public support for something حمایت عمومی قوی برای یه چیزی public support for or recommendation of a particular cause or policy.  "their advocacy of traditional family values" حمایت عمومی و یا پیشنهاد یک علت و یا سیاست خاص.  حمایت خود را از ارزش های سنتی خانواده"  Advocacy is a political process by an individual or group which aims to influence decisions within political, economic, and social systems and institutions. حمایت یک فرایند سیاسی توسط یک فرد یا گروه که هدفش نفوذ به تصمیم گیری در سیستم ها و نهادهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است.      In the dictionary, defensive and support person, topic or particular movement has come. And the meaning of public support for an idea, practice or belief is meaningless. در فرهنگ لغات: به معنای دفاع کردن و حمایت از فرد،موضوع یا جنبش خاص آمده است . و به معنای کسب حمایت عمومی برای یک ایده ؛ عمل یا باور  معنا شده  advocacy advertising تبلیغاتی است که دربرابر موضوعی گرفته و یا از دیدگاه خاصی طرفداری می کند. M ohammad Azmynzhad a member of the Special Committee Hyatryys•h Development - Human Resource Management Association of the article as a means to increase customer loyalty and brand pyramid which was published in October 1393 in the newspaper world economy with the final and complete expression of different levels of the pyramid brandIn addition, the customer emotional attachment with your brand at this level, is the highest and even your customers you encourage others to use the brand. سیدمحمد اعظمی‌نژاد؛ عضو هيات‌رئيسه کميته تخصصي توسعه - انجمن مديريت منابع انساني ايران در مقاله ای با عنوان هرم نام تجاری ابزار افزایش وفاداری مشتری که در مهر ماه 1393 در روزنامه دنیای اقتصاد به چاپ رسید با بیان سطوح مختلف هرم نام تجاری سطح نهایی و کامل ترین سطح وفاداری را به نام چسبندگی نام نهاد و معتقد است: در اين سطح مشتری پيوندی عميق با نام تجاری شما ايجاد کرده است و در مولفه‌های قيمت، عملکرد و مزيت به جمع‌بندی رسيده است و از آن رضايت کامل دارد. علاوه براين، ميزان وابستگی عاطفی مشتری با نام تجاری شما در اين سطح، به بالاترين ميزان خود می‌رسد و حتی مشتريان شما ديگران را برای استفاده از نام تجاری شما ترغيب می‌کنند. (Oscar, 1995, p. 137) Darnd.rychard asymmetric relationship satisfaction and loyalty with loyalty beyond satisfaction Avlyvn states and even preferences are stable, they are faced with enticing offers like defenders are determined competitors. (اکار ، 1995،ص137) رضایت و وفاداری با هم رابطه نامتقارن دارند.ریچارد اولیون اظهار می دارد وفاداری مشتری فراتر از رضایت و حتی رجحان پایدار می باشد، آنان در مواجهه با پیشنهادات فریبنده رقبا همچون مدافعینی مصمم هستند. Barrvsv Rmaryv Castro and Martin (1999) that raise loyal customers not only trade but also allow businesses to keep their costs down and to attract new customers. بارروسو کاسترو و مارتینآرماریو ( 1999) معتقدند مشتریان وفادار نه تنها ارزش تجارت را بالا می برند بلکه به تجارت امکان می دهند تا بتوانند هزینه های خود را نسبت به جذب مشتریان جدید پایین نگه دارند.

Creativity

 Creativity  1-Creativity is the ability to think and act in ways that are new and novel. (MHA Institue, Canada) 1- خلاقیت توانایی تفکر و عمل به روشی نو و بدیع می باشد. 2- The use of imagination or original ideas to create something (Oxford Dictionaries.com) 2- استفاده از تجسم یا ایده های ناب برای آفرینش چیزی 3- A "mental activity performed in situations where there is no prior correct solution or answer" (Encyclopedia of Creativity, vol. 2, "Teaching Creativity") 3- یک "فعالیت ذهنی اجرا شده در مواقعی که پاسخ یا راه حل پیشین، وجود ندارد" 4- A "process of developing new, uncommon, or unique ideas" (Iowa State University, Center for Excellence in Learning and Teaching) 4- یک "روند از توسعه ایده های نو، غیرمعمول، یا بی همتا" 5- The "generation of novel, useful ideas"     (Iowa State University, Center for Excellence in Learning and Teaching) 5- "تولید ایده های مفید ناب" 6- Creativity is defined as the tendency to generate or recognize ideas, alternatives, or possibilities that may be useful in solving problems, communicating with others, and entertaining ourselves and others. (Human Motivation, 3rd ed., by Robert E. Franken, page 396) 6- خلاقیت، بعنوان تمایل به ایجاد یا تشخیص ایده ها، جایگزینها یا احتمالاتی که ممکن است در حل مسایل، ارتباطات یا سرگرم کردن خودمان و دیگران مفید باشند؛ تعریف میگردد.    7- Creativity is any act, idea, or product that changes an existing domain, or that transforms an existing domain into a new one...What counts is whether the novelty he or she produces is accepted for inclusion in the domain. (Creativity-Flow and the Psychology of Discovery and Invention,  Mihaly Csikszentmihalyi, page 28) 7- خلاقیت، هرگونه کنش، ایده یا محصولی که حوزه ای موجود را تغییر دهد یا به یک قلمرو جدید تبدیل کند؛ میباشد... چیزی که به حساب می آید اینست که آیا چیز جدیدی که شخص تولید میکند برای گنجاندن در آن حوزه پذیرفته میگردد. 8- Creativity is the mental and social process used to generate ideas, concepts and associations that lead to the exploitation of new ideas. (BusinessDictionary.com-Ryan May) 8- خلاقیت، روند ذهنی یا اجتماعی مورد استفاده برای تولید ایده، مفاهیم و اشتراکاتی است که منجر به کاربرد ایده های نو میگردد. 9- Creativity is the ability to generate new ideas and new connections between ideas, and ways to solve problems in any field or realm of our lives. (Positivity, Barbara L. Fredrickson, The 6 Myths of Creativity, Fast Company, Psychology Today) 9- خلاقیت، توانایی تولید ایده های نو و ارتباطات نوین بین ایده ها و روشهای حل مسایل در هر زمینه یا قلمرویی از زندگی ما، میباشد. 10- Creativity is the process of bringing something new into being. (freeworldacademy.com) 10- خلاقیت، روند بوجود آوردن چیزی جدید، میباشد

Time

1.Time is the measure of durations of events and the intervals between them.  1.    زمان ،يك اندازه براي مدت طول كشيدن رخدادها و همچنين فواصل بين رخدادها است. 2.Time is a measure in which events can be ordered from the past through the present into the future.  2.    زمان ،يك اندازه است براي مدت رخدادها يي كه از قبل شروع شده وپس ازعبور از حال ،درآينده باتمام مي رسند. 3. Time is the indefinite continued progress of existence and events in the past, present, and future regarded as a whole. 3. زمان ، پيشرفت مداوم ونامحدود هستي و وقايع در گذشته ، حال وآينده به نسبت كل  مي باشد. 4. Time is a point of time as measured in hours and minutes past midnight or noon. 4. زمان نقطه اي است كه در آن قرارداريم وبرحسب ساعت ودقيقه نسبت به نيمه شب گذشته يا ظهر بيان مي شود.  5. Time as allotted, available, or used. 5. زمان  مانند وقت معين ، قابل دسترس و يا استفاده شده 6. Time is an instance of something happening or being done; an occasion. 6. زمان  نمونه يا مثالي از واقعه اي كه اتفاق افتاده يا در حال انجام است. 7. Time is Plan, schedule, or arrange when (something) should happen or be done. 7. زمان، طرح مقياس يا ترتيبي است وقتي واقعه اي اتفاق مي افتد يا انجام گرفته است.   8. Time is a Measure the time taken by (a process or activity, or a person doing it). 8. زمان يك اندازه براي مدت طول كشيدن يك روند يا فعاليت ويا انجام كاري توسط شخصي مي باشد.   9. Time is the rhythmic pattern of a piece of music, as expressed by a time signature. 9. زمان ، يك الگوي موزون  از يك قطعه موسيقي است كه برحسب مقداروحجم نت ها بيان مي شود. 10. Plan, schedule, or arrange when (something) should happen or be done. 10.زمان ، انجام طراحي ، مقياس بندي يا ترتيب و آرايش بندي  براي وقوع يك واقعه اي  يا تحقق كاري مي باشد.   11. Measure the time taken by (a process or activity, or a person doing it). 11. زمان ، اندازه گيري مدت طول كشيدن يك روند يا فعاليت ويا انجام كاري توسط شخصي مي باشد.

تغییر تکنولوژیک

تغییر تکنولوژیک The meaning of Technological changes 1. Technological change, technological development, technological achievement, or technological progress is the overall process of invention, innovation and diffusion of technology or processes (Derived from Jaffe et al. (2002) Environmental Policy and technological Change and Schumpeter (1942)Capitalism, Socialisme and Democracy by Joost.vp on 26 August 2008) 1. تغییر تکنولوژیکی، توسعه فن آوری، دستیابی به فن آوری، و یا پیشرفت های فن آوری، فرایند کلی اختراع، نوآوری و انتشارتکنولوژی یا فرآیندها است. 2. In economics, technological change is a change in the set of feasible production possibilities. J. R. Hicks (1932, 2nd ed., 1963). The Theory of Wages, Ch. VI, Appendix, and Section III. Macmillan. 2. در علم اقتصاد، تغییر تکنولوژیکی ، تغییر در مجموعه ای ازاحتمالات امکانات تولید است. 3. In essence technological change is the invention of technologies (including processes) and their commercialization via research and development (producing emerging technologies), the continual improvement of technologies (in which they often become less expensive), and the diffusion of technologies throughout industry or society (which sometimes involves disruption and convergence). In short, technological change is based on both better and more technology. From The New Palgrave Dictionary of Economics, 2nd ed. (2008) with abstract link: • "technical change" by S. Metcalfe. • "biased and unbiased technological change" by Peter L. Rousseau. • "skill-biased technical change" by Giovanni L. Violante. 3 . در اصل تغییرات تکنولوژیکی ابداع تکنولوژی ها)از جمله فرآیندها( و همچنین تجاری سازی خود از طریق تحقیق و توسعه )تولید فن آوری های نوظهور(، بهبود مستمر از فن آوری )که در آن اغلب به ارزان تر تبدیل می شوند(، و رواج فن آوری در صنعت یا جامعه)که گاهی اوقات شامل اختلال و هم گرایی( است ، می باشد. در کوتاه مدت، تغییر تکنولوژیکی اساس فن آوری هم بهتر و هم بیشتر است. 4. In economics, a technological change is an increase in the efficiency of a product or process that results in an increase in output without an increase in input. In other words, someone invents or improves a product or process, which is then used to get a bigger reward for the same amount of work. From website: http://study.com/academy/lesson/what-is-a-technological-change-definition-advantages-impact-examples.html 4 . در اقتصاد، تغییر تکنولوژیکی افزایش در بهره وری از یک محصول یا فرایند است که منجر به افزایش در خروجی بدون افزایش در ورودی است. به عبارت دیگر، کسی یک محصول یا فرایند را اختراع و یا بهبود می بخشد که پس از مورد استفاده قرار گرفتن پاداش بزرگتر برای همان مقدار از کارباشد. 5. Technological change has many facets. Technological change includes, as well as creation of new products, quality improvement and efficiency gains for existing products. From website http://www.economics.rpi.edu/pl/economics-technological-change 5 . تغییر فن آوری جنبه های بسیاری دارد. تغییرات تکنولوژیکی شامل خلق محصولات جدید، بهبود کیفیت و افزایش بهره وری برای محصولات موجود است. 6. It is generally agreed that changes in technology had an important influence on population size, but opinions are divided concerning the type of technological change which had the greatest influence in different periods and regions of the world. The influence of population size on technology has attracted less attention From website http://www.popline.org/node/389788 6 . به طور کلی این امر مورد توافق قرار گرفته که، تغییر در تکنولوژی تاثیر مهمی در اندازه جمعیت دارد، اما نظرات بسته به نوع تغییرات تکنولوژیکی که بیشترین اثر را در دوره ها و مناطق جهان دارا هستند، تقسیم بندی شده اند. تاثیر اندازه جمعیت درتکنولوژی، توجه کمتری جذب کرده است. 7. Evidence from the United States suggests that technological change is a key factor in understanding both medical expenditure growth and recent dramatic improvements in the health of people with serious illnesses. Technological Change in Health Care A Global Analysis of Heart Attack Mark B. McClellan and Daniel P. Kessler, Editors  7 .  شواهد از ایالات متحده نشان می دهد که تغییرات تکنولوژیک یک عامل کلیدی در درک هر دو رشد هزینه های پزشکی و بهبود چشمگیر اخیر در سلامت افراد با بیماری های جدی است . 8. Technological change means the technical knowledge used in the production of capital and machinery. The various changes in technology leads to an increase in the productivity of labour, capital and other production factors. Technological progress comprises of creation of skill, new means of production, new uses of raw materials and the widespread use of machinery. Technological Change: It’s Meaning and Process By Debasish Articles From website http://www.economicsdiscussion.net/articles/technological-change-its-meaning-and-process/4447 8 . تغییر فن آوری به معنای دانش فنی مورد استفاده در تولید سرمایه و ماشین آلات. تغییرات مختلف در تکنولوژی منجر به افزایش دربهره وری از نیروی کار، سرمایه و سایر عوامل تولید است. پیشرفت های فن آوری در برگیرنده ایجاد مهارت، معنای جدیدی از تولید،استفاده های نوین از مواد خام و استفاده گسترده از ماشین آلات می باشند. 9. Technological changes devise new goods and techniques of production Technological Change: It’s Meaning and Process By Debasish Articles From website http://www.economicsdiscussion.net/articles/technological-change-its-meaning-and-process/4447 9 . تغییرات تکنولوژیکی کالاها و تکنیک های تولید جدید را به وجود می آورند. 10. Technological changes may disrupt labor-management relations. Understanding why some workers resist technological change, while others accept and facilitate it, can be crucial for the survival of many firms. Unfortunately, the industrial relations literature on employees and technological change suffers from a lack of common focus and the absence of a common theoretical framework. This article attempts to redress this problem by distilling the available knowledge into a model which describes the contexts in which employee reaction to techaological change would likely be supportive of the change, and those where it would not. Journal of Labor Research Spring 1993, Volume 14, Issue 2, pp 111-129 Employees, unions, and technological changes: A research agenda Yonatan Reshef 10 . تغییرات تکنولوژیکی ممکن است روابط کارگر و مدیریت را مختل کند. درک اینکه چرا برخی از کارگران در برابر تغییر فن آوری مقاومت می کنند، در حالی که دیگران آنرا به راحتی می پذیرند، می تواند برای بقای بسیاری از شرکت ها بسیار مهم باشد. متاسفانه، ادبیات روابط صنعتی در کارکنان و تغییرات تکنولوژیکی از عدم تمرکز مشترک و فقدان یک چارچوب نظری مشترک رنج می برد. این مقاله سعی بر این امر دارد تا این مشکل را با تزریق دانش موجود را به یک مدل که توصیف کننده زمینه های که در آن واکنش کارکنان به تغییر تکنولوژیکی به احتمال زیاد حمایت از تغییر را شامل شود، و کسانی که در آن نیستند، حل کند. 11. Hence, for the purpose of assessing the impact of technological change on the total need of work, the total amount of hours of work in a given economic system has to be used as the proper employment indicator (annual per-capita average working time times the number of full-time equivalents employees). http://www.ukessays.com/essays/economics/negative-effects-of-slow-and-rapid-technological-change-economics-essay.php 11 . از این رو، به منظور ارزیابی تاثیر تغییرات تکنولوژیکی بر نیاز کل کار، مقدار کل ساعت کار در یک سیستم اقتصادی می بایست به عنوان شاخص اشتغال مناسب استفاده شود )متوسط سرانه زمان کار، برابر است با تعداد کارمندان تمام وقت( .

marketing

marketing 1-    Quality’ means ‘the degree to which a set of inherent characteristics fulfils requiremen Nowadays، with increasing service industries، service marketing and service quality have become an important challenge to organizations.  کیفیت به معنی برآورده شدن ویژگی های ذاتی یک مجموعه می باشد. امروزه، با افزایش صنعتی خدمات، بازاریابی خدمات و کیفیت خدمات را تبدیل به یک چالش مهم را به سازمان کرده است.   2-     Participative management technique within the framework of a companywide quality system in which small teams of (usually 6 to 12) employees voluntarily form to define and solve a quality or performance related problem. In Japan (where this practice originated) quality circles are an integral part of enterprise management and are called quality control circles. روش مدیریت مشارکتی در چارچوب یک سیستم کیفیت شرکت در که در آن تیم های کوچک از (معمولا 6 تا 12) به طور داوطلبانه کارکنان به تعریف و حل یک مشکل کیفیت و یا عملکرد مرتبط است. در ژاپن (که در آن این عمل موجب) حلقه های کیفیت بخشی جدایی ناپذیر از مدیریت شرکت و دایره کنترل کیفیت می باشد. 3-    We have the standard anxiety producing position of trying to balance quality versus quantity and this is a delicate but necessary challenge to undertake. ما موقعیت استاندارد اضطراب را به تلاش برای تعادل با کیفیت در مقابل کمیت و این یک چالش ظریف اما لازم به انجام است . 4-    When purchasing diapers, it's important to find a brand with high quality to protect the baby's skin and avoid diaper rash. درهنگام خرید پوشاک کودک مهم است که به نام تجاری و کیفیت آن توجه کنیم. 5-    In customer service, the key to success is quality درخدمات به مشتریان کلید موفقیت کیفیت است . 6-    Total Quality Management Techniques مجموعه مهارتهای تکنیک های مدیریت کیفیت . 7-    Total Quality Management (TQM) is an integrative management philosophy for continuous improvement of the quality of an organization's products and processes in order to meet or exceed customer expectations. مدیریت کیفیت جامع (TQM) فلسفه مدیریت یکپارچه برای بهبود مستمر کیفیت محصولات و فرآیندهای سازمان را به منظور ملاقات و یا فراتر از انتظارات مشتری است. 8-    Supplier quality management مدیریت کیفیت  9-    it is also defined as fitness for purpose. Quality is a perceptual کیفیت ادراکی برای تناسب اندام به عنوان یک هدف تعیین شده است                                                                         10-     We recognise the importance of delivering high quality genuine replacement parts as quickly as possible to ensure production for our customers is not interrupted. ما به اهمیت ارائه قطعات یدکی با بیشترین سرعت و با کیفیت بالا اعتقاد داریم واین خدمات مشتریان تشخیص داده خواهد شد.