تحلیل برند پفیش(مرحله اول)

هر فرایند در نتیجه­ ی انگیزه و هدفی آغاز می­گردد و نیاز به ابزارها و متدولوژی دارد تا به هدف آغازین خود دست یابد. 

انتخاب برند پفیش به عنوان نمونه­ ی کلاسیکی از خطای ارتباطات یکپارچه­ ی برند،بدین جهت می­باشد که این تحلیل به روشنی ثابت می­نماید، اهمیت توجه به فاز مفهوم­ سازی و یکپارچگی عناصر ارتباطات یکپارچه­ ی برند، کمتر از انتخاب صحیح متدولوژی و مراحل اجرایی آن نیست؛ چرا­ که با وجود مزیت رقابتی منحصر­به­ فرد این محصول و متدولوژی صحیح بازاریابی و برندسازی به کار گرفته شده، که نویدبخش موفقیت سریع این محصول در بازار رو به رشد اسنک بود، هنوز پس از سه سال حضور در بازار، این انتظار محقق نگردیده و جایگاه کنونی این برند با چشم­ اندازها و اهداف تعیین شده­ ی آن فاصله دارد .

ابزار، شاخص­ها و مراحل ارزیابی:
هر فرایند در نتیجه­ ی انگیزه و هدفی آغاز می­گردد و نیاز به ابزارها و متدولوژی دارد تا به هدف آغازین خود دست یابد. برای رسیدن به ارزیابی مناسب از برند پفیش که در حوصله­ ی مخاطبین این گزارش بگنجد و نتایج آن ملموس باشد، شاخص برند­ آگاهی و میزان همسویی و یکپارچگی تصویر برند در ذهن مشتری با تصویر هدف، مورد ارزیابی قرار می­گیرد. متدولوژی ارزیابی بر پایه­ ی تحلیل میزان همسویی و یکپارچگی المان­های در دسترس همچون نام، شعار، رنگ، کاراکتر، تبلیغات و پیام تبلیغاتی، محل­های حضور ترویجی و تبلیغاتی و ... که عناصر هویت بصری، کلامی و نوشتاری برند پفیش نامیده شده­اند، با اهداف، ارزشهای پایه و چشم­انداز متصور برای این برند که اسناد بالادستی نامیده شده، انجام می­گیرد.
ممیزی برند پفیش:
در مرحله ­ی اول، به بیان مفاد اسناد بالادستی که معیار سنجش و ارزیابی هستند پرداخته می­شود؛ در مرحله­ ی دوم به برشمردن فعالیت­های عملی برند پفیش، تحت قالب عناصر هویت برند می­ پردازیم و در سطح خرد، تکنیک های اجرایی و برونداد آنها را بر اساس استانداردها و نیز ارزیابی میزان همسویی تک­تک عناصر با اسناد بالادستی تحلیل می­ نماییم. مرحله­ ی سوم به تحلیل یکپارچگی عناصر هویت برند پفیش می­ پردازد که در حقیقت سطح کلان تحلیل است که میزان یکپارچگی و هم­افزایی تمام عناصر و اسناد بالادستی را با یکدیگر ارزیابی می­ نماید.
اسناد بالادستی برند پفیش (مرحله اول):
اسناد بالادستی هر برندی شامل سند چشم­انداز برند، ارزش­هاي پايه و بیانیه­ی ماموریت برند می­باشد که به ترتیب، آن دسته از اهداف دراز مدت، مباني اخلاقي و اعتقادات ژرف­ساختي و طیف فعالیتهای سازمان است که با اتکا بر مديران هر برندي چه در هنگام پايه­گذاري آن و چه در هنگام توسعه و اعتلاي آن برند بايد مدنظر قرار گرفته شود.
اين دسته از اسناد محل رستنگاه و ريشه­هاي حيات يک برند مي­باشند و تمامي هويت و شخصيت هر برندي از اين بستر نمو مي­گيرد. مفاد این اسناد تعدادي مشخص (و البته نه زیاد) از اصولي هستند که قطب­نماي حرکت و مقياس پويش­هاي آتي سازماني مي­باشند که برای ایجاد یک برند موفق می­ بایست به درستي در تمامی ارکان عملیاتی هر برندی، منعکس شده و مصداق يابند.

چشم ­اندازهای سازمان:

استیلا به سهم بازار تنقلات سالم و فرا­­سودمند و صادرات پفیش به کشورهای دیگر با توجه به اینکه موفقیت برند پفیش در گرو استفاده از مزیت رقابتی آن، که همانا ارائه­ی شکل جدیدی از خوراکی­های میان­ وعده­ی سالم و سودمند است.

ارزشهای پایه­ ی برند پفیش:

 

ماموریت سازمان:

 

 تولید محصولات سلامت و ارتقاء فرهنگ سلامت در صنعت اسنک