پاتوق به چه معناست؟

واژۀ «پاتوق» واژه‌ای است که بیشتر در زبان عامیانه استفاده می شود. در لغت نامۀ دهخدا آورده شده که کلمۀ پاتوق از زبان ترکی گرفته شده است. یعنی تقریباً از ریشۀ باداخ یا باداق گرفته شده به معنای محل تجمع.

واژۀ «پاتوق» واژه‌ای است که بیشتر در زبان عامیانه استفاده می شود. در لغت نامۀ دهخدا آورده شده که کلمۀ پاتوق از زبان ترکی گرفته شده است. یعنی تقریباً از ریشۀ باداخ یا باداق گرفته شده به معنای محل تجمع. به طور کلی معنایی که برای واژۀ پاتوق در بین مردم تعریف می‌شود چنین است: جایی که کسی معمولاً ساعت‌های بیکاری خود را در آن می‌گذراند.
اما آنچه برای واژۀ «پاتوق» در فرهنگ های لغت بیان شده: [patoq]
ــ جایی که کسی معمولاً ساعت‌های بیکاری خود را در آن می‌گذراند.
ــ [قدیمی] جایی که پرچم را نصب کنند و گروهی دور آن جمع شوند؛ پای عَلَم.
ــ در گویش و لهجۀ دزفولی / [پاتُوق] پاتق، محل استقرار موقت
ــ پاتوغ، کانون، لنگر، مجمع، محفل، مرکز، میعادگاه، وعدهگاه
ــ پاتوق به انگیسی / den, haunt, nest, port of call, rendezvous, tryst
ــ پاتوق به عربی / محطة، مزار، ملتقی و به سردسته و کسی که پاتوق را اداره می‌کند، «پاتوق دار» می‌گویند.  
پاتوق به جای دنج و راحتی می‌گویند که فردی با دوستان صمیمی‌اش اوقات می‌گذراند.
معنای لفظی: (اسم)
 1 - پای علم جایی که رایت و درفش را نصب کنند.
 2 - محل گرد آمدن.
3 - محل اجتماع لوطیان در بعضی شهرهای ایران.
 4 - روز عاشورا دسته‌های بعضی محلات ممتاز توغ را حرکت دهند. زیر و اطراف توغ را (پاتوغ) گویند.
اساس تشکیل پاتوق، اجتماعی بودن وجود انسان است.
پاتوق فی نفسه یک امر مهم و ضروری است ولی هدف از تشکیل پاتوق را رذائل و فضائل انسانی رقم می زند. اگر در آن رذیله باشد آن پاتوق منفی و غیر مفید خواهد بود ولی اگر فضیلت ریشه تشکیل پاتوق گردد مفید و مثبت می‌باشد.
با توجه به معنا، پاتوق برای رفع نیازهای مادی و معنوی انسان ایجاد می‌شود.
زیر و اطراف توغ و علم جمع شدن و تجمع لوطیان در زمان‌های گذشته دلیل بر اخلاق مداری و رفع حاجات همنوعان است.
نکته قابل توجه اینکه، با گذری در تاریخ اجتماعی انسان‌ها متوجه می‌شویم پاتوق از اجتماعات افراد بوده و هست.
چرا پاتوق‌ها از اصل خود فاصله گرفته‌اند؟
شاید بعضی‌ها جواب دهند به دلیل نبودن یا کم بودن اماکن تفریحی سالم.
ولی با کمی دقت و تحقیق در میابیم مناطقی را که با وجود اماکن عمومی تفریحی مناسب، باز هم پاتوق‌های مخرب چشم‌گیری در آنها یافت می‌شود و همچنین خود پاتوق نیز می‌تواند به یک تجمع تفریحی سالم تبدیل گردد، پس نبود اماکن تفریحی نمی‌تواند دلیل باشد بلکه عارضه است.

دلیل را باید در شاکله پاتوق جستجو کرد چون اصل پاتوق بر محوری است که همان راهنما است و علم(نشانه)، انسان دلسوز و اخلاق مداری از آن هستند در صورتی که در پاتوق‌های امروزی چنین چیزی وجود ندارد و فقط صرف لحظاتی در راحتی بودن می‌باشد بدون اینکه همین تفریح و راحتی نیز با سمت و سویی مشخص، ایجاد شود لذا به بطالت می‌گذرد.