ضوابطی در موفقیت تثبیت جایگاه برند

ضوابطی در موفقیت تثبیت جایگاه برند

در بازار امروز داشتن جایگاهی خاص و منحصر به فرد امری بسیار دشوار و چالش برانگیز است که این به دلیل وجود سطوح بالای رقابت در بازارهای فعلی است.

1.    منحصر به فرد و خاص بودن: بسیار مهم است که بتوان در بازار جایگاهی متمایز نسبت به دیگر رقبا داشت اما متاسفانه در بازار امروز داشتن جایگاهی خاص و منحصر به فرد امری بسیار دشوار و چالش برانگیز است که این به دلیل وجود سطوح بالای رقابت در بازارهای فعلی است.
2.    قابل اندازه گیری بودن: هدف در جایگاه یابی گرفتن سهم ذهن مخاطب است اما متاسفانه سنجش ذهن مانند سنجش سهم بازار راحت نیست.
3.    اختصاصی بودن جایگاه یک برند: یک منطقه یا قلمروی خاص گاه می تواند به طور اختصاصی برای یک برند در نظر گرفته شود. البته اختصاصی کردن یک قلمرو بدون داشتن برندی خاص چالش برانگیز و دشوار است.
4.    واقع بین بودن: جایگاه یابی در برند باید با اصولی واقع بینانه باشد و میزان ارائه ی خدمات به مشتریان به درستی بیان شود که در بیشتر مواقع در این مورد مبالغه صورت می گیرد و درنتیجه ی برند به سرعت صداقت خود را در قلب و ذهن مصرف کنندگان از دست می دهد.
5.    زمان بندی: زمان بندی درست در تحویل کالا و ارائه ی خدمات مشتریان یکی از مهم ترین عوامل سنجش موقعیت در جایگاه یابی برند است.
برای این که بتوان پیشنهادات متفاوت و متمایزی به مشتریان ارائه کرد باید به طور مستمر با آنها در ارتباط بود تا از سلیقه ها و نیازها و خواسته های آنها بیشتر آگاه شد. تبلیغات، اسپانسر شدن، ارائه ی سخنرانی، مشارکت در مسئولیت های اجتماعی می تواند در جهت ارتباط با مشتریان و متمایز کردن جایگاه برند مفید باشد.
تمامی برند هایی که ارائه کننده ی پیشنهادات متمایز نسبت به سایرین در بازار هستند، دارای ارزش های احساسی محکمی هستند که آنها را با مصرف کنندگان خود تقسیم می کنند و هنر و مهارت چگونگی ارتباط مستمر با مشتریان در جهت تثبیت جایگاه خود را می دانند. جایگاه یابی در واقع توانایی حفظ ادراک مداوم و تصویر مناسبی از برند در قلب و ذهن مصرف کنندگان است.
ارتباطات برای بالا بردن آگاهی و تجربه ی مصرف کنندگان از تصویر برند بسیار حیاتی است. به همان اندازه که مصرف کننده با یک برند آشنایی بیشتری پیدا می کند، درک جایگاه یابی عمیق تر و سخت تر می شود. برند ها در حال حاضر می توانند در فرآیند انتخاب و خرید مصرف کنندگان مورد توجه قرار بگیرند. مصرف کنندگان در هنگام خرید می توانند برند های مختلف را ارزیابی کنند و به دنبال اطلاعات بیشتر درمورد یک برند باشند. به همین دلیل جایگاه یابی برند باید آن قدر قوی باشد که بتواند همیشه در توجه و در سبد خرید مصرف کنندگان وجود داشته باشد و مشتریان در هنگام انتخاب محصولات فرآیند تصمیم گیری پیچیده ای برای انتخاب نداشته باشند.
با استفاده از ارتباطات به عنوان اولین وسیله ی مناسب، جایگاه یابی برند می تواند طول عمر طولانی داشته باشد. هر نوعی از جایگاه یابی که حاصل شود باید توانایی حفظ شرایط را در بلند مدت داشته باشد. هم چنین قدرت رقابت داشته باشد تا تغییرات و پیچیدگی های بازار را به سرعت جذب کند و برای مقابله با تغییرات مخرب آتی آینده نگر باشد.
جایگاه یابی می تواند در یک بازه ی زمان شکل بگیرد اما نمی تواند به یک باره و ناگهانی تغییر کند. به عنوان مثال برندی که تا کنون جایگاه خود را بر مبنای “ساخت برتر و طراحی های متفاوت” تثبیت کرده است، نمی تواند به یک باره عامل دیگری را مثل “لوکس بودن” به آنها اضافه کند. به همین دلیل است که هرگونه تلاشی برای تغییر جایگاه یابی بسیار چالش برانگیز و دشوار است. تغییر جایگاه یک برند نیازمند تاملات عمیق درمورد گذشته ی یک برند برای درک جنبه های مختلف آن و کشف بهترین نقطه ی شروع برای تغییر است.
چرخه ی عمر بالای یک برند و توانایی باقی ماندن آن با روند غیر خطی رو به پیشرفت و داشتن ارتباطات مستمر و قوی عواملی مهم در موفقیت تمرین جایگاه یابی برند است. بسیار مهم است که عوامل موفقیت در جایگاه یابی را درک شود و بتوان به خوبی آن را مدیریت کرد به همین دلیل در اینجا به ذکر مواردی در جهت تدوین مدیریت جایگاه یابی برند پرداخته می شود:
1.    تدوین چشم اندازها با توجه به آرمان ها: جایگاه یابی برای یک برند باید با نگرشی دقیق و یک دید آینده نگری طراحی شود. اگر چه جایگاه یابی برای زمان حال نیز بسیار مهم است و یکی از عوامل رقابتی موثر در زمان حال است اما همزمان باید به آینده نیز متمرکز باشد. هسته ی اصلی باید خواسته ها و نیازهای بلند مدت باشد. به عبارت دیگر توجه به آن چه باید باشد تا آنچه هست. این امر نه تنها به طول عمر برند و تثبیت آن کمک می کند بلکه به رشد و پیشرفت همه جانبه ی آن و به عبارتی ایستا بودن آن نیز کمک می کند.
2.    طراحی و تدوین داستان های برند و کسب تجربه: جایگاه یابی برند باید بتواند به متولیان خود اجازه دهد که داستان های برند خود را خلق کنند. چرا که از این منظر و از طریق این داستان ها همزمان می توانند ارزش های احساسی خود را نیز انتقال دهند. همزمان با پیشرفت علم مارکتینگ و برندینگ، جایگاه یابی برند نیز از شیوه های سنتی به شیوه های مدرن تغییر می کند.
3.    متفاوت باشید اما ساده: آنچه در جایگاه یابی اهمیت دارد این است که بتواند برند را نسبت به سایرین متفاوت کند اما به زبانی ساده. آنچه ساده است ارزشمند و قابل عمل است و مدیریت جایگاه یابی برند و پیاده سازی آن را ساده می کند. تبلیغات را پر مفهوم تر می کند، ارتباطات ساده تر می شود و روابط عمومی قوی تری حاصل می شود.
4.    چشم انداز خود را بر مصرف کنندگان جهانی تدوین کنید: دیگر زمان جایگاه یابی محلی به پایان رسیده است. در دنیای کنونی هر برندی که رویای برتری دارد باید به دنبال جهانی شدن باشد. جایگاه یابی جهانی درواقع امتحان کردن بعد عملیاتی و احساسی متمایز برای جذب مشتریان جهانی است. جهانی شدن، خود عامل اطمینان از استمرار برند است. اما مدیریت این کار نیز بسیار دشوار است.
5.    ایجاد توازن و تعادل میان ارزش های احساسی و کاربردی: به این دلیل که جایگاه برند نه آنچنان مکانیکی دیده شود نه آنچنان بی اساس وعاطفی محض. جایگاه یابی با ارزش های احساسی زیاد می تواند جایگاه برند را در ذهن مردم تیره و تار و کمی پیچیده کند. هم چنین تمایزهای عملکردی نیز می توانند وجهه بسیار خشک و مکانیکی ای به خود بگیرد که سریعا می تواند توسط رقبا کپی برداری شود. پس حفظ تعادل میان این دو مفهوم عاملی بسیار حساس و نیازمند تفکر عمیق است.
6.    سعی کنید حداقل یک نقطه ی تفاوت منحصر به فرد داشته باشید (اگر نمی توانید آنها را بیشتر کنید) : اگرچه ایجاد یک نقطه ی منحصر به فرد و خاص و متمایز بسیار چالش برانگیز و دشوار است اما باید بتوان آن را ایجاد کرد. لازم نیست که تمام فرآیند جایگاه یابی حول این محور منحصر به فرد شکل بگیرد اما می تواند بر پایه ی این تفاوت شکل بگیرد. نقاط خاص نمی توانند توسط رقبا به سادگی کپی شوند.
7.    رسانه ها و ایجاد ارتباط از طریق آنها را فراموش نکنید: توجه به رسانه ها در دو مقیاس سنتی و مدرن آن یکی دیگر از عوامل مهم است. میتوانید یک کمپین تبلیغاتی تلویزیونی موثر ایجاد کنید. همچنین ایجاد کمپین های تبلیغاتی هدفمند (نه الزاما در تلویزیون) نیز میتواند موثر باشد. ظهور راه های ارتباطی و رسانه ای متفاوت و جدید به معنای وجود نقاط ارتباطی فراوان جهت ارتباط با مصرف کننده است.
8.    نظرات و دیدگاه های مصرف کنندگان را فراموش نکنید: تدوین و طراحی جایگاه برند کامل نمی شود اگر دیدگاه ها و نقطه نظرات مصرف کنندگان را در برنگیرد. بدون در نظر گرفتن چشم انداز مشتریان جایگاه یابی بیشتر شبیه به خیال پردازی و تصورات می شود، به جای پیاده سازی عملی آن. بسیار مهم است که تعداد زیادی از مصرف کنندگان در مورد ایده آل های یک برند و اهداف آن بازخور دهند، این که چه احساسی دارند و برند باید چه کارهایی انجام دهد تا جذاب تر شود.
مفهوم جايگاه يابي يکي از اجزاي بنيادين مديريت بازاريابي مدرن است و اهميت آن توسط پژوهش هايي که رابطه‌اي مثبت بين عملکرد شرکت و فعاليتهاي جايگاه يابي را نشان مي داد، نشان داده شده است. در واقع جايگاه بازار يک شرکت مي تواند با آگاهي از ادراک مشتريان در مورد محصولات رقابتي شرکت يا برند آن بهبود يابد. اما عليرغم اين توافق کلي، تعريف يکساني که مورد توافق همه باشد وجود ندارد و آن هم مي تواند به دليل عدم وجود اصول نظري شفاف و ساده سازي معني جايگاه يابي باشد.
در ادامه به بررسی برخی از جایگاه‌های ممکن در بازار خواهیم پرداخت:
جایگاه به عنوان پیشرو

بررسی‌ها نشان داده‌اند در صورت یکسان فرض کردن سایر شرایط، سه برند اولیه‌ای که وارد بازار می‌شوند، نسبت سهم بازاری به ترتیب برابر با 4، 2 و 1 دارند. یعنی در هر بار ورود به بازار پس از یک رقیب، سهم بازار نصف می‌شود. به عنوان مثال شرکت زیراکس به علت لیدر بودن در بازار دستگاه کپی، موفق شد تا مدت‌ها رقابت پایدار خود را حفظ کند در حالی که همین شرکت در برخی دیگر از محصولات خود که نتوانسته بود در آنها لیدر باشد، به چنین موفقیتی دست پیدا نکرد. برای حفظ موقعیت لیدر بودن در بازار، برخی استراتژی‌ها وجود دارد که شرکت‌ها باید آنها را دنبال کنند:

شرکت‌ها باید در تبلیغات خود به لیدر بودن اشاره داشته باشند. به عنوان مثال، شرکت کوکاکولا در تبلیغات خود همواره به شعار «The Real Thing» اشاره می‌کند که نشان می‌دهد اولین برندی که وارد بازار شده کوکاکولا بوده و بقیه برندها تقلیدی از کوکاکولا محسوب می‌شوند.  استراتژی دیگری که به حفظ لیدر بودن در بازار کمک می‌کند استراتژی مولتی برند است. در این استراتژی، شرکت به جای تغییر جایگاه خود در بازار، برندهای جدیدی را ایجاد می‌کند. به این ترتیب هر برند جدید می‌تواند جایگاهی تغییر ناپذیر را در ذهن افراد پیدا کند.
  گاهی لازم است شرکت‌ها برای انطباق با تغییرات، نامی گسترده‌تر برای خود انتخاب کنند. پیشنهاد می‌شود در مواردی که شرکت در حال معرفی محصول جدید خود است، در ابتدا از نام گسترده استفاده کرده و سپس بخش اولیه آن را حذف کند. به عنوان مثال شرکت هالوید  در زمان معرفی دستگاه زیراکس، ابتدا این محصول را با نام هالوید زیراکس  وارد بازار کرد و پس از آنکه این نام در ذهن مشتریان شناخته و مشخص شد که این محصول جدید، محصولی از شرکت هالوید است، نام آن را به زیراکس تغییر داد.
جایگاه به عنوان پیرو

کمپانی‌هایی که نتوانسته‌اند در بازار لیدر باشند و دیرتر وارد بازار شده‌اند باید به دنبال جایگاه اشغال نشده‌ای باشند که توانایی اول بودن در آن را دارند. به عنوان مثال، زمانی که استفاده از ماشین‌های بزرگ مرسوم بود، کمپانی فولکس واگن ماشین بیتل  را با شعار «به کوچکی فکر کن Think small» وارد بازار کرد.  برخی دیگر از این جایگاه‌ها عبارتند از: سن، قیمت بالا، جنسیت، محل توزیع، تعداد و غیره.

جایگاه‌یابی مجدد در واکنش به رقبا

در برخی مواقع هیچ جایگاه اشغال نشده‌ای یافت نمی‌شود؛ در این‌صورت پیشنهاد می‌شود شرکت‌ها با متقاعد کردن مشتریان به این محصول آنها را به شکلی دیگر ببینند، به دنبال جایگاه‌یابی مجدد برای رقیب خود باشند.  به عنوان مثال، چیپس‌های شرکت پرینگل به محض ورود به بازار توانستند سهم قابل‌توجهی از تقاضای بازار را به دست آورند در حالی که کمپانی Wise Potato chips با اشاره به مواد غیرطبیعی به کار رفته در چیپس‌های پرینگل و تاکید بر اینکه در محصول خود تنها از سیب زمینی، نمک و روغن زیتون استفاده کرده است، توانست سهم بزرگی از تقاضا را از اختیار شرکت پرینگل بیرون آورد. در خاتمه باید توجه داشت، در اغلب موارد استفاده دائمی از یک تکنیک مشخص توسط شرکت‌ها نمی‌تواند پاسخگوی نیازمندی‌های بازار رقابتی امروز باشد و گاه لازم است شرکت‌ها برای جایگاه‌یابی از ادغام چندین رویکرد به طور همزمان، بهره ببرند.

مثال هایی از جایگاه یابی برند

شرکت ولوو  یک مثال مناسب در این زمینه است که به نحو درستی از این مسئله استفاده کرده است و جایگاه خود را در اذهان تثبیت کرده است. جایگاه برند ولو در ذهن افراد ” امنیت” است. تلاش این مجموعه بر آن بوده است تا در زمینه ی تولیدات ماشین بتواند در اولویت اذهان افراد قرار داشته باشد. اگر از افراد مختلف بپرسید که امن ترین ماشینی که می شناسند چیست، مطمئنا در ذهنشان ولوو بهترین یا حداقل جزو اولین انتخاب هایشان خواهد بود. ولو این جایگاه را در ذهن ما و یا هر کسی که به دنبال یک ماشین امن می گردد ایجاد کرده است. نگاه ما و احساس ما نسبت به این شرکت بی شک نگرشی مثبت و خوب است و این نشان می دهد که ولوو در این زمینه موفق بوده است.
جایگاه یابی برای برند فعالیتی متمرکز و هدفمند است. بدان معنا که نمی توان همزمان بر چندین مولفه تاکید کرد و در بعد وسیع جایگاه یابی انجام داد. مطمئنا برای ولو بسیار سخت می شد که هم جایگاه “امن ترین” را داشته باشد و هم جایگاه “بهترین عملکرد” . بی ام دابلیو   نیز دارای جایگاه متفاوتی برای خود می باشد. این برند خود را با عنوان ” ماشینی برای رانندگی تا بی نهایت” معرفی کرده است . بازار هدف این ماشین گروه خاص و مشخصی می باشند که به عملکرد عالی اهمیت می دهند و برای به دست آوردن آن حاضر به پرداخت بیشتر نیز هستند.
جایگاه یابی مناسب می تواند نشان دهنده ی ارزش یک برند باشد.
در زمینه ی آب میوه ها، برند بلو پرینت ، برند آبمیوه های بسیار خنک است که چندین سال پیش بسیار معروف شد. دلیل ایجاد شهرت برای این برند ایجاد جایگاهی متفاوت با سایرین بود که توانست آن را از دیگر برند ها متمایز کند. در واقع  با معرفی خود به عنوان “آبمیوه ی پاک و سالم” به جای استفاده ازکلمه ی آبمیوه به تنهایی. این در حالی است که حتی از نظر قیمت، تقریبا قیمتی دو برابر نسبت به دیگر محصولات داشت و حتی در زمینه ی تبلیغات برای برند خود نیز در جایگاهی پایین تر نسبت به رقبا بود.
به نظر می رسد که افراد زیادی هستند که برای تجربه ی یک آبمیوه سالم حاضر به پرداخت هزینه بیشتر نیز هستند  و یا حتی بعد از اتمام نوشیدنی شان  شاید همان لحظه یک بطری دیگر از آن را نیز خریداری کنند.
مشابه همین اتفاق برای طراحی های ساده نیز رخ می دهد. به همین دلیل وقتی اشخاص بسته بندی شرکت بلو پرینت را در فروشگاه ها می دیدند، شاید با خود این فکر را می کردند که “این چیست ؟ به نظر متفاوت می آید”.

جایگاه یابی بازارگرا و برندگرا

رویکرد سازمان به بازارش، منابع برند و استراتژی می تواند با درجاتی تغییر، بازارگرا یا برندگرا باشد. تعادل این دو رویکرد هم افزا یک چالش نظری و مدیریتی است. طرز فکر یک سازمان، ادراک برندهایش، توابع بنیادی اش و اینکه چگونه مدیریت می شود و به بازار معرفی می گردند، بازتاب خواهد داد (بومگارس ، 2013). جوهر اصلی پرسش بازارگرایی در برابر برندگرایی دو پاردایم در مدیریت برند اش را مشخص می کند:
1.    تا چه حدی یک سازمان باید به وسیله هویتش هدایت می گردد؟
2.    تا چه حدی باید نسبت به سایر دیدگاه ها و آرزوها پاسخگو می باشد؟
اساس بازارگرایی، نیازها و خواستهی مشتری و ذینفعان غیر مشتری را ارضا می کند(کولی  و جاورسکی ، 1990، شایپرو ، 1988، ونکاتسان  و کامر ، 2004). تصویر برند، کلیدی است و از بیرون به درون تعریف می شود. به بیان دیگر، سازمان به نیازها و خواسته ها در بازارش پاسخ می دهد.
در برندگرایی، ارضای نیازها و خواسته های مشتری و ذینفعان غیر مشتری در درون مرزهای هویت برند اتفاق می افتد. شفافیت هویت برند کلیدی است و از درون به بیرون تعریف می شود. برندگرایی به صورت زیر تعریف می شود:
رویکردی که در آن فرآیندهای سازمان حول محور ایجاد، توسعه و حفاظت از هویت برند در یک تعامل مداوم در یک تعامل مداوم با مشتریان هدف (و ذینفعان غیر مشتری) و با هدف دستیابی به مزیت رقابتی پایدار در قالب برندها می چرخد(ارد، 1999، ص 117)
در اصل بازارگرایی (بیرون به درون) و برندگرایی (درون به بیرون) نقاط مقصد متفاوتی در فهم، تعریف و مدیریت برندها اراده می کنند. این دو پاردایم در گونه های مختلفی از سازمان ها( مانند شرکت های بازرگانی، سازمان های غیرانتفاعی یا موسسات)، ساختارهای برند (مانند خانه برندها  یا خانه برنده شده ) و برندها ( مانند کالاها، مکان ها یا شرکت ها) اجرا می شود.

مکاتب فکری

براساس ادبیات جایگاه یابی، ما پنج مکتب فکری را از هم تمیز می دهند.هر مکتب به وسیله یک استعاره (شکلی از صحبت که در آن یک اسم یا یک کلمه یا عبارت توصیفی به یک شی یا عمل متفاوت از آن اما قابل قیاس با آن منتقل می شود تا به معنای واقعی کلمه قابل اجرا باشد: دیکشنری انگلیسی آکسفورد) مشخص می شود. استعاره ها قدرتمندند زیرا آنها دانش ما را درباره ناشناخته ها از طریق شناخته شده ها بسط می دهند.( استالهامار ، 1997، ص10). ما مفهوم بازی ها (شناخته شده) را به طبقه بندی مکاتب جایگاه یابی (ناشناخته) پیوند می دهیم.
در تحقیق، استعاره ها نقش مهمی در پالایش دانش به وسیله تهییج خلاقیت و سرزندگی ایفا می کنند (دیویس  و چان , 2003. هانت  و منون ، 1995. مک اینیس ، 2011. مورگان ، 2006. تسوکاس ، 1991). 

جایگاه یابی به عنوان پازل

به وسیله تحلیل یک بازار، بخش بندی هایش و نیازها و خواسته ای ارضا نشده مشتریان هدف، یک برند می تواند برای یک تقاضای خاص جایگاه یابی شود. در حقیقت، این چالش یک پازل را حل می کند، قرار دادن قطعات با هم به روشی که بتوان تصویر یا الگوی کامل را دید. روش های حل پازل، الگوهای حیاتی بازار را جهت تحلیل کردن و جایگاه یابی بهینه محصولات آشکار می کند. (اسمیت  و لاش ،1976. جوهر  و سیرجی ، 1989. چینتاگونتا ، 1994. فام  و موتوکریشان ، 2002. گوین  وگوین، 2003). این روش ها نه تنها جایگاه یک برند خاص و رقبایش در فضای ادارکی بازار را مشخص می کنند بلکه دیدگاه های ذینفعان از خصوصیات برند ایده آل را تعیین می کند (اکر و سانزبی، 1982. اکر، 2009. اش، 2010). دورو  یک برند تلفن موبایل سوئدی که به دلیل رقابت جانانه صنعت به دنبال جایگاه یابی دوباره است، یک مورد از استراتژی جایگاه یابی به عنوان پازل است.

جایگاه یابی به عنوان بازی کلمات

در زمینه حاضر، بازی کلمات تکنیک های زبانی مورد استفاده در جایگاه یابی یک برند و همزمان از جایگاه خارج کردن  برند های رقیب را تعریف می کند. آن گونه که ریس و تروت (1986، ص2) توضیح می دهند:
جایگاه یابی آن چیزی نیست که شما درباره یک محصول انجام می دهید. جایگاه یابی آن چیزی است که شما برای ذهن چشم انداز  انجام می دهید. این بدان معناست که شما محصول را در ذهن چشم انداز قرار می دهید.
ریس و تروت (2001، ص178) می گویند که به دست آوردن این مسئله یک برتری استراتژیک در یک جامعه فوق ارتباطی بود. آن ها یک پیام ساده شده را جهت حذف پارازیت های تبلیغاتی فراخواندند. تحت تاثیر ریس و تروت تبلیغات در دهه 1970 و 1980 به صورت کلی به عنوان جایگاه یابی مفهوم سازی شد. (پولی ، 1985) کوکاکولا و پپسی کولا مواردی از جایگاه یابی از طریق بازی کلمات هستند.

جایگاه یابی به عنوان شطرنج

پورتر (1996، ص 62) جایگاه یابی استراتژی را به عنوان " انجام فعالیت های متفاوت از رقبا" یا " انجام فعالیت های مشابه به شکل های متفاوت" تعریف می کند که تکنیک های شطرنج را یادآوری می کند: تحلیل سخت کوشانه از طریق برنامه ریزی و اجرای استراتژِیک. بنابراین، بده و بستان بین استراتژی ها و ایجاد یک تناسب بین فعالیت ها، وظایف اصلی برای مدیریت عمومی در تعریف جایگاه سازمان هستند. ارزیابی موقعیت رقابتی و نیروهای داخل صنعت (پورتر، 1985، 1980) و ترکیب کردن منابع در دسترس که با آن به رقابت می پردازد (آتیا و هولی،2007. هولی و ساندرز، 1993. هولی، 2008، 1998) در مرکزیت مفهوم جایگاه یابی استراتژیک قرار دارند. جایگاه یابی اخیر الکترولوکس، بزرگترین تولید کننده اروپایی کالاهای سفید (مانند یخچال ها و ماشین لباسشویی) می تواند به عنوان یک بازی شطرنج تفسیر گردد.

جایگاه یابی به عنوان دومینو

بازی دومینو شامل تطابق ارزش ها جهت ساختن یک خط از ارزش های به هم پیوسته می شود. این مسئله با دومینو (آجر مستطیلی که از صفر تا شش نقطه در وسط هریک علامت گذاری شده است)، بازی میشود که در یک خط گذاشته شده است. هر بازیکن باید یک دومینو با یک ارزش را که با ارزش دومینوی مجاور مطابقت می کند قرار دهد. مشابه با این ایده، تطابق ارزش ها منطق ضروری مکتب جایگاه یاب دو مینو می باشد. هویت یک برند و سابقه ، قدرت رقابتی و جایگاه در بازار را نشان می دهد (دی چرناتونی، 2010. ریزبوس و وندرگرینتین، 2011. ارد 2009، 2003). هویت محل توجه است وقتی که ارزش ویژه برند و ایجاد ارزش اهرم سازی شود (کلر، 1993. اکر، 1991. راجیو و لئون، 2007). مثال هاییا زز برند هایی که ارزش های خود را با جایگاه مطابقت می دهند عبارتند از: ولوو (ایمنی)، نوردستروم  (خدمت)، رولکس  (پرستیژ)، میله  (کیفیت) و گوگل (نوآوری).

جایگاه یابی به عنوان کارت پوکر

کارت های رام نشده، برخی مواقع به عنوان دسته ای از کارت ها که یک بازی را زنده کردند معرفی می شوند. این کارت ها مانند هر کارت دیگری به شمار می رود بنابراین احتمال ساخت یک دست با امتیاز بالا را افزایش می دهد. این بازی برای ایجاد فضای بازار بی رقابت و بی ربط ساختن رقابت به کار می رود. این، هدف استراتژی اقیانوس آبی است که کیم  و مابورنی  از آن حمایت می کنندو این استراتژی کل بازار را شامل اقیانوس های قرمز و آبی تصویر می کند. در اقیانوس قرمز مرزهای صنعت تعریف و پذیرفته شده اند و قواعد رقابتی شناخته شده اند. در اقیانوس های آبی، جایگاه ها و فضاهای بکر در انتظار بهره برداری هستند. هدف جلوگیری از رقابت سربه سر به وسیله حرکت به سمت آب های ناشناخته و بی رقابت است، به جای آن هایی که با خون رقبا قرمز شده است. شکستن قواعد تثبیت شده می تواند جایگاه های متمایز ایجاد کند. برند سوئدی آب معدنی غنی شده از ویتامین- ویتامین ول - در ایجاد یک استراتژی جایگاه یابی، بازی کارت پوکر را به نمایش گذاشت.

تهیه کننده: فرید وکیلی

با نظارت: دکتر شهریار شفیعی