مشکلات تابلو های تبلیغاتی در ایران

كشور ما از نظر بافت شهري و عناصر تشكيل دهنده ي آن ، مبلمان هاي موجود در خيابان ها و بوستان ها و ساختمان هاي تشكيل دهنده ي شهر ، فاقد يك هويت مستقل و مشخص است. چرا كه هر كوي و برزني به صورت دلخواه و اتفاقي و سليقه اي طراحي و نمود پيدا كرده است و شايد زياد صحيح نباشد كه انتظار داشته باشيم كه ساختارهاي تبليغاتي از يك هويت مشخص و معين پيروي كند ولي مي توان اين پيكره ها را در قالب هاي علمي و ارگانوميكي آن تعريف كرد.
1:تابلوها هيچ هماهنگي با نوع تبليغي كه در آن ها انجام مي گيرد، ندارد.
2: پيام تبليغي ، ابتدايي و غير منطقي است و مرتبطين را متأثر نمي كند اصولاً به واسطه ي تبليغ سعي مي شود كه در ذهن مخاطب تصوير همه پسند و مثبتي از محصول و كالا تعريف شود، غافل از اين كه شيوه و نوع تبليغ در كشورهاي گوناگون ، بايد با توجه به فرهنگ حاكم در اين مرز و بوم نمود پيدا كند. 
3: عامل غالب تبليغ، تصوير است و از ساير عوامل ارتباطي كم تر استفاده مي شود ( نور و صدا) گذشته از آن تابلوها از نظر علم ارتباط تصويري نيز ، ضعيف و داراي اشكال است. 
4: ابعاد و اندازه ي تابلوها با محيط هاي نصب ،هماهنگ نيست. از طرفي مكان نصب به صورت علمي و مستدل انتخاب نمي شود. پيش بيني استقبال از مترو ، هر بازرگان، توليد كننده، سياست مدار ، بازارياب، گرافيست و هنرمندي را بي اختيار به ياد انبوه مخاطبيني مي اندازد كه مي توانند مورد نظر او باشند. 
5: رنگ هاي استفاده شده در پيكره ثابت و نامتناسب با يك استند تبليغات است.